در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

قسم...

شاعر: فاطمه دشتی

02 مهر 1391 | 627 | 4
غمی نشسته به چشمم نگاه کن که ببینی
رسید موسم مرگم نگاه کن که ببینی

غروب بود و تو دستی تکان ندادی و رفتی
شفق دو دیده ی تارم نگاه کن که ببینی

آهای مرد مسافر! که عشق رفته ز یادت
همیشه عاشقت هستم نگاه کن که ببینی

تو را به جان نگاهی که خیره اش شده چشمت
بیا که بی تو شکستم نگاه کن که ببینی

فاطمه دشتی

  • متولد:
  • محل تولد: خوزستان
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای

نظرات

قاسم اردکانی
19 بهمن 1391 09:57 ب.ظ
قشنگه
بغضم قلقلک شد نمیدونم چرا!

علیرضا فتحیان
12 بهمن 1391 03:33 ب.ظ
سلام نرم و سبکبال پرواز کرده اید افق های بلند پیشکشتان

فاطمه دشتی
05 مهر 1391 12:36 ق.ظ
متشکرم

حسن بیاتانی
04 مهر 1391 09:33 ب.ظ
آهای مرد مسافر! که عشق رفته ز یادت...
.
چه ردیف قشنگی...

خوش اومدید به جمع آیات غمزه...

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.