در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

معلم اخلاق عملي

شاعر: مهدي ذوالقدر

05 مهر 1391 | 608 | 2
وقتی به حیاط مدرسه پای گذاشت
از روی زمین زباله‌ها را برداشت
می‌گفت که بابای دبستان خسته‌ست

باید که هوای دست پیرش را داشت

 

===========

قرار شده که یاس ظهرها که تعطیل میشه اگه مامانش هنوز نرسیده بود مدرسه ، روی همون نیمکت سبز توی حیاط بشینه تا مامان برسه.
دیروز وقتی که مامان رسیده بود،  دیده بود که یاس داره از توی حیاط پوست چیبس و پفک جمع می‌کنه و وقتی که ازش پرسیدند چرا جواب داده که : آخه بابای مدرسه خیلی پیره ، گناه داره خسته میشه

 

مهدي ذوالقدر

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4 با 2 رای


نظرات

مهدي ذوالقدر
08 مهر 1391 11:41 ق.ظ
ممنون از لطفتون.
اينکه بچه به مادرش رفته رو درست حدس زديد اما نکته اينه که خانومم هم شيرازي هستند و هم بزرگ شده شيراز.چيزي که هست فعلاً داريم آب تهران رو مي خوريم.

(راستي به نظرم اگه مراص اول رو اينطوري اصلاح کنم بهتر باشه.

وقتي به حياط مدرسه پاي گذاشت ....
)

حسن بیاتانی
05 مهر 1391 06:49 ب.ظ
خیلی خوبه که شعر بومی و شیرازی می گید... اون از رباعی قبلی که حتی حال و حوصله ی بهشت و حوری و این جورچیزا رو نداشتید...
اینم از این رباعی که از آشغال جمع کردن بچه درس اخلاق عملی می گیرید...
:)
البته احتمالا خانمتون شیرازی نباشن درسته؟
و احتمالا بچه به مادرش رفته...

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.