در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

"ش.م.ر"

شاعر: حسین ابراهیمی

02 مرداد 1392 | 444 | 5

هر‌شب از اتاق خانه
صدای گرگ‌هایی می‌آید
که از گلوی تو زوزه می‌کشند.

مهمانان چشم و پهلو
مهمانان دست و بازو
ترکش‌هایی‌اند که جاخوش کرده اند
گوشه حجم تن تو
خودم، دیده‌ام که با آنها حرف می‌زنی
که بیست‌و چندسال است
که بیست‌و چند مهمان ناخوانده
نشسته اند سرسفره تو...

بندهای پوتینت را محکم بستی
تا جهان خانه‌ات را نگیرد
حالا تمام جهان تو
روی تخت، گوشه اتاق اتفاق می افتد
که هرروز روی آن درد متولد می‌شود
درد که محصول"واکنش‌های شیمیایی" است.
"ش.م.ر" شمری بود
که روی سینه‌ات نشست
نف...
نفست...
تا...
به حالا...
تنگ می‌زند...

آفتاب از مشرق تخت‌ات شروع می‌کند به طواف...
از پنجره سرک می‌کشد به جهان خلاصه‌ات.
چندروز است هوای کپسول اکسیژن
کمی تا قسمتی ابریست
دیر یا زود قرار است باران ببارد.



 

 

این شعر به بهانه جشنواره شعر انقلاب سروده شده است. منتظر نقد و نظرات شما هستیم.!!!!!

حسین ابراهیمی

  • متولد:
  • محل تولد: خوزستان
  • دانشجوی دندانپزشکی - اهواز
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

محمدرضا محمدی.شیدا
03 مرداد 1392 12:55 ب.ظ
درود بر دکتر عزیزم جناب ابراهیمی
شعرتون بسیار زیبا و دلنشین بود

کیمیا صادقی
03 مرداد 1392 12:53 ب.ظ
آفتاب از مشرق تخت‌ات شروع می‌کند به طواف...
از پنجره سرک می‌کشد به جهان خلاصه‌ات.
دوسش داشتم این بیت رو موفق باشید

حسین ابراهیمی
03 مرداد 1392 12:42 ق.ظ
لطفا نقد بفرمایید.

سیدوحید حسینی
02 مرداد 1392 05:48 ب.ظ
تکان دهنده بود

اصغر چرمي
02 مرداد 1392 02:19 ب.ظ
سلام
ما در رابطه با روشن شدن زواياي رشادت رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس خيلي نياز به قلم هنرمندان داريم، احسنت

در خاطرم شد زنده ياد فاطميّون
يـادِ شلمچه يـادِفـكـه يـادِ مجنون
يـادِ شهيداني كه حق رابرگزيدند
بـا رمــز يــا زهـرا حماسه آفريدند

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.