در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

لشکر چکمه های خونین(برای قدس)

شاعر: حسین ابراهیمی

10 مرداد 1392 | 497 | 2


پسرم خواب را بهانه مکن، پسرم خواب برتو هست حرام
صبح بیدار باشت اکنون است تا نباشی زغفلت ات آرام

گله گرگ‌های خو‌ن‌خوار از انگلستان رسیده است پسر
بوی پیراهنی که خونین است، سمت کنعان رسیده است پسر

پسرم کشور تو کشور صلح، پسرم کشور تو زیتون است
قصه چاه و نابرادرها، این که غزه همیشه در خون است

لشکر سنگ‌های کوچک تو، لشکر سنگ‌های سجیل است
گرچه قابیل‌ها زیاد شدند، لشکر انتقام هابیل است

یادگاری خواهرت تنها استخوان‌ پاره‌های مانده به‌جا
عکس لبخند مانده در آوار، عکس لبخند مانده در حیفا

پسرم دشمن تو مردن نیست، لشکر چکمه‌های خونین است
چکمه‌های که خواهرت را کشت، غاصب نغمه‌های خونین است
مست از باده‌های خونین‌ات یا که از خونِ قتلِ راملا
با حقوق بشر تورا کشتند، مرگ بر انگلیس وآمریکا

بال‌هایت شکسته است اما تا همیشه به فکر پروازی
گرچه دستان کوچکی‌داری کشورت را دوباره می‌سازی
***
آن درختان سرخ زیتون که روی آوار خانه‌ام سبز است
یک نماد است اینکه می‌گوید: پرچم سرخ کشورم سبز است

گله گرگ‌های ناآرام بوی خون را شنیده است از دور
بی سبب نیست اینکه خود را به پشت خانه کشیده است از دور



حسین ابراهیمی

  • متولد:
  • محل تولد: خوزستان
  • دانشجوی دندانپزشکی - اهواز
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

میثم داودی
11 مرداد 1392 01:31 ب.ظ
با عرض سلام
من اصولا از میان دوستانم شعر کسانی را نقد می کنم که نقد را می فهند و درستش هم همین است
و از همه مهمه تر اینکه شما نقد را خیلی خوب می فهمید هم نقد محتوایی هم نقد ساختاری
شعر خیلی خوبی ست ولی چند نکته به ذهنم رسید که اگر بیان نکنم ظلم در حق شعر و شاعر است :
بیت اول مصرع اول بیت پسرم دوم کاملا حشو است و مصرع دوم آورد «ز» به شیوایی زبان لطمه زده
بیت دوم: کلمه انگلستان یکدستی زبان را کاملا زیر سوال برده مخصوصا با آمدن واژه ای مثل کنعان و تلمیح ( حالا بگذریم از قدیمی بودن مضمون ) در ضمن کلمه انگلستان بار شعاری این بیت را هم زیاد کرده
بیت سوم مصرع اول باز هم قصه پسرم که یکی اش کافی است و صرفا به دلیل حماسی کردن شعر یا افزودن عاطفه به آن این حشو مجاز نمی شود
بیت چهارم بیت خیلی خوبی ست
بیت پنجم مصرع دوم خوب است ولی مصرع اول را می شود بگویید یعنی چه ؟
یادگاری خواهرت تنها استخوان‌ پاره‌های مانده به‌جا
فکر می کنم از لحاظ دستوری ایراد داشته باشد
بیت ششم و هفتم هم که شعار محض است
بیت هشتم واقعا بیت خوبی ست ، آفرین
بیت نهم : مصرع اول خیلی خوب است ولی مصرع دوم نه
یک نماد است اینکه می‌گوید: پرچم سرخ کشورم سبز است
بیت آخر هم بیت خوبی ست

به امید روزهای شاعرانه تر ...


محمدرضا محمدی.شیدا
11 مرداد 1392 12:42 ق.ظ
سلام و درود
زیبا بود لذت بردم

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.