در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

ستاره قرمز(محرم)

شاعر: علی دولتیان

14 آبان 1392 | 585 | 1
آن سالها که باغ خدا را خزان گرفت

خورشید در مدار زمین، ناگهان گرفت


پُرشد دوباره روی زمین، میوه های کال

تا یک نفر، جلوی هجوم خزان گرفت


از یاد رفته بود شمیم بهار و گل

مردی برای باغ خدا پاسبان گرفت

 

وقتی که از مدینه سفر کرد، از خدا
بی شک جواز بردن این کاروان گرفت

کارش به ماجرای عجیبی کشیده شد
لرزید، آسمان و زمین هم تکان گرفت

وقتی که آن دو دست ستون ستاره شد

پای فرشته های خدا هم ، توان گرفت



قدت نمی رسید ببینی عمو چه کرد

بغض گلو برای تو هم نردبان گرفت


هفت آسمان فرشته فرستاد در زمین

یک کاروان ستاره ی قرمز، از آن گرفت

 

خورشید چکه چکه چکید از فراز شب
رودی بزرگ گشت و تمام جهان گرفت



رودی زلال و پاک که در آبگیر آن
هر روز تا هنوز وضو می توان گرفت



یک یا حسین مانده به باغ و ترانه اش
سجاده ها شمیم گل ارغوان گرفت



من ناصرا...سه نقطه کنارش هنوز هست

از ما به خط فاصله اش امتحان گرفت


فجرآشنای حلقه ی این بیت بوده ایم

وقتی که در زدیم، خدا دستمان گرفت

علی دولتیان

علی دولتیان

  • متولد:
  • محل تولد: سمنان
  • لیسانس فرهنگ اسلامی
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 3 با 1 رای


نظرات

سیده فاطمه شیخ الاسلام
15 آبان 1392 02:05 ب.ظ
سلام
تقبل الله
بعضی ابیات بسیار زیبا بودند.

هفت آسمان فرشته فرستاد در زمین
یک کاروان ستاره ی قرمز، از آن گرفت

سپاس

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.