در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

گم شده ام گم شده ام اهالى!

شاعر: محمد میرزایی

15 دی 1392 | 732 | 8

درِ قفس شکسته شد، ولی من
پرنده ای که با شکسته بالی
نگاه می کنم به آسمان آه
به آسمانِ از پرنده خالی

در آسمان از پرنده خالی
در این زمینِ رو به خشکسالی
در آسمان شرجیِ جنوبی
در آسمان ابریِ شمالی
میان نخل های سربریده
میان خوشه های زرد شالی
میان ندبه های صبح جمعه
میان شنبه های بی خیالی
در آسمان خراش های بی رحم
و برج های لات و لاابالی
چقدر گشته ام ولی ندیدم
نشانی از خودم، من خیالی

گم شده ام گم شده ام اهالی!
کسی مرا ندیده این حوالی؟


::

محمد میرزایی

,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

سیده فاطمه شیخ الاسلام
18 دی 1392 12:45 ب.ظ
سلام
قابل دار نیست.
سپاس

محمد میرزایی
16 دی 1392 02:50 ب.ظ
سلام دوستان.
ممنونم از لطف همه ...

ممنون حسين عزيز

ممنون آقا رضاى عزيز

خانوم شيخ الاسلام, لطف شماست. راستى کتاب شما مونده دست بنده. ببخشيد جور ديگه اى نشد بهتون اطلاع بدم.

درود بر همه ى دوستان

خیالِ کج
16 دی 1392 01:33 ب.ظ
میان شنبه های بی خیالی

احسنت

سیده فاطمه شیخ الاسلام
16 دی 1392 12:55 ب.ظ
سلام
از اون شعرهای "حال خوب کُن" است.

سپاس

رضا حاج حسینی
16 دی 1392 11:02 ق.ظ
سلام.
خیلی خوب بود. آفرین

تکه های نابی داشت

به آسمانِ از پرنده خالی
...
میان ندبه های صبح جمعه
میان شنبه های بی خیالی
...
گم شده ام گم شده ام اهالی!
کسی مرا ندیده این حوالی؟


فقط یه بیت یخده برام نچسب بود، یعنی احساس تکلف توش بود و از فضای سهل شعر خارج شده بود
در آسمان خراش های بی رحم
و برج های لات و لاابالی

ممنون برادر

گلستانه
15 دی 1392 07:28 ب.ظ
کسی مرا ندیده این حوالی؟

ممنون لذت بردم.

حسین عباسپور
15 دی 1392 12:11 ب.ظ
سلام
من فقط نگاه میکنم
نقدی ندارم:)

امیرحسین کریمی
15 دی 1392 03:47 ق.ظ
احساس میکنم دو بیت اول اشکال وزنی داره
اساتید آیات یا منو لال کنید یا محمد رو کمک
در کل در مسیر پیشرفتی مثه من رو تردمیل نیستی

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.