در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو ماه آذر 1391)

دفتر شعر

رباعی طنز


درفکر اجانب خودی باید بود
از دور مواظب خودی باید بود

یک چوب حراج کُلِ جنگل را خورد
بدجور مراقب خودی باید بود


****


از صبح تبِ شتاب داریم فقط
تا بوق‌سگ اضطراب داریم فقط

دارایی ما یکی دوتا نیست رفیق
الآن غم ذیحساب داریم فقط


05 شهریور 1398 151 0

با نگاه گاهگاهت ، شب چراغان می شود

با نگاه گاهگاهت ، شب چراغان می شود
ماه از دیدار چشمانِ تو حیران می شود
 
کِی شبیهِ ماه هستی؟ ماه پیش روی تو
از خجالت سر به زیر آورده پنهان می شود
 
سازۀ جان و دل من در حصار ناز توست
شب سرآید باد رقصان ، قلب طوفان می شود
 
من به آغوش پُراز مهرِ تو ایمان دارم و...
تو نفس های منی دل بی تو بی جان می شود
 
این منِ افسرده تنها با وجود بودنت
بی غمی را حس کند ، لبهاش خندان می شود
 
شورو شوق و ذوق عشق و عاشقی در چشم من 
موقع دیدار چشمانت نمایان می شود
 
در خيالم روز وصلت را خدا حاصل كند
از بهار وصل تو دنیا گلستان می شود
 
#یاسررشیدپور


02 شهریور 1398 170 0

الهی هیچ امیدی به کس نی





الهم کن لولیک الفرج


الهی نه صفایی هست نه داد
نه ازبی مهری وظلمه دلی شاد
گل نرگس بگو بلکه بیایه
کنه عالم زدرد ومحنت آزاد
*
الهی هرچه بینم داغ و درده
برآیه هرچه از دل آه سرده
مگرعطر گل نرگس بپاشی
که دل ازهرچه درد آزاد گرده
*
الهی هیچ امیدی به کس نی
برای شیعه راه پیش وپس نی
بده اذن ِگل نرگس بیایه
که جزاو این زمان فریادرس نی



01 شهریور 1398 153 0

زخمی عمیق داغِ تو بر دل نشانده است

زخمی عمیق داغِ تو بر دل نشانده است
عشقِ تو کار را به کجاها کشانده است؟

جوری دلم گرفته که انگار محتشم
بالای منبرِ غزلم روضه خوانده است

حسّی غریب... خواهشی از جنسِ آسمان
از بامِ شعر، مرغِ دلم را پرانده است

در حسرتِ عزای تو تقویمِ قلبِ من
ذی‌القعده را به ماهِ محرّم رسانده است

دارد به گوش می‌رسد از دور نوحه‌ای...
تا ماهِ ماتمِ تو چهل روز مانده است

محمّد‌عابدینی
۳۱تیر۹۸


31 مرداد 1398 384 0