در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو ماه دی 1392)

دفتر شعر

رباعی دعات مقبول افتاد

ای نیم تو سنگ و نیم دیگر آهن
با این همه غم ببین چه کردی با من
پاییز شدم ... دعات مقبول افتاد
حالا دل تو بهار ؛ چشمت روشن !

حنظله ربانی


10 دی 1398 14 0

ای به قربان قدم هایت بیا

ای به قربان قدم هایت بیا
دیده ام بر زیر پاهایت بیا

مُردم از هجران و درد انتظار
بر وصالت همچنانم بی قرار

چشم هایم خستۀ راهت شده
دیده مشتاق رُخِ ماهت شده

هر زمانی ماه کامل می شود
دیدن روی تو حاصل می شود

همچنان دل می بری! و دلبری
بر تمام ماه رویان سروری

باز گفتم از غم و دردِ فراق
کی بگویم از وصال و اشتیاق

#یاسررشیدپور


10 دی 1398 55 2

دریاچه ی املاح

تقدیم محضر مقدس امام زمان(عج)
به امید گوشه چشمی


عمری پیِ آبِ کوزه سیاح شدم.
در کشتیِ اشکِ دیده ملاح شدم.

صد مرتبه بی تو در خودم جان دادم.
متروک ترین خانه ی اشباح شدم.

در طورِ مناجاتِ دلم معتکفی.
موسی نشده صاحبِ الواح شدم.

زندانیِ در قعرِ سیه چالِ فراق.
قحطی زده ی فالقِ اصباح شدم.

تا بوسه، غزل زنم به پیشانیِ تو.
بر کلکِ خیالِ خسته طراح شدم.

اشکم شده ته نشینِ خونِ جگرم.
از شورِ تو دریاچه ی املاح شدم.

عاشق چو شود به رنگ معشوقِ خودش.
دلخواهِ تو در هر نفس اصلاح شدم.

بر منبرِ آهِ خانمان سوزِ دلم.
در کرببلای سینه مداح شدم.

رسول رشیدی راد(مجتبی) 1398/08/16
 


10 دی 1398 29 0

بصیرت

نباشد گر بصیرت می شود دیوانه پیغمبر
محمد می شود ساحر محمد می شود ابتر
نبی هم می خورد تهمت رسولی می شود کافر
یکی دندان او راسنگ خواهد زد یکی بر سر
زبانم لال اما فاش می گویم که تا هرگز
نگردد باز هم تکرار آن تاریخ شرم آور
سخن گوی حقیقت چون ابوذر می شود تبعید
به غربت می سپارد جان کنارش همسر و دختر
نباشد گر بصیرت می خورد شمشیر در مسجد
به پیشانی ی معصومی امامی همچنان حیدر
حسن درخانه با زهری جگر صد پاره خواهد شد
دوباره شیعه خواهد خورد از پشت از خودش خنجر
زبان ها می شود در کام خون آلود در زندان
به هر نخلی فقیهی می شود بر دار جهل آخر
جماعت می شود برپا و لی در سجده پایان
میان کوچه می ماند سفیری بی کس و مضطر
دوباره کربلا هفتاددو سردار می میرند
بلا می بارد از هرسو بلایی سخت چون محشر
سری بر نیزه خواهد رفت آتش می زند دشمن
اسیری میبرد شیطان دوباره آل پیغمبر
نباشد گر بصیرت قاتلی مقتول می گردد
منافق انقلابی انقلابی می شود خودسر
مراقب باش مدیون شهیدان وطن هستیم
برادرها پدرهامان کبوترهای خونین پر
همان غواص مردانی که چون ماهی در ساحل
به زیر خاک جان دادند مظلومانه بی سنگر

علیرضا نجفی
دی ۹۸


09 دی 1398 27 0

دامان سحر

دامان سحر

تا که بر لطف و عطای تو نظر داشته ام
دست از هر چه بجز مهر تو برداشته ام

آسمان محرم راز است و خودت میدانی
همه شب دیده به دامان سحر داشته ام

داده ام در پی سودای تو ای عشق ببین
همه ی دار و نداری که... مگر داشته ام!

رمز و رازی کند آوازه ی شیدایی ما ؟
یا که در بارگه ات دیده ی تر داشته ام

از همان لحظه که تقدیر مرا گفت غمت
من ز پیمان تو ایدوست خبر داشته ام

شوکران غم هجر تو چسان بر تابم ؟!
زانکه از روز ازل شیر و شکر داشته ام

همچو معصومی اگر شعله به دامن دارم
شکر ایزد که از این کوچه گذر داشته ام


09 دی 1398 20 0

تصویر نایاب

تصویر نایاب

همه شب تا سحر پابند مهتاب رخت بودم
تمام روز ها تب دار و بی تاب رخت بودم

هنوز از سال های رفته دور یاس می گردم
پی لبخند زیبایی که از قاب رخت بودم

به زیر سایه بان شال زیبایی که دل میبرد
گرفتار لب و دندان و اسباب رخت بودم

ز چشم پر فریب تو هزاران فتنه می بارید
که من مومن ترین بودای آداب رخت بودم

دلم را با نجابت های خوبان فتح می کردی
و من فرمانروای ملک و ارباب رخت بودم

مسیحم بودی و با هر نفس عاشق ترم کردی
دمی ایکاش حوّاری و اصحاب رخت بودم

بسان برکه ای در نیمه شبهایی که می دانی
پر از پیمانه ی تصویر نایاب رخت بودم


08 دی 1398 36 0

تنیده است غم و شادی زمانه بهم

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم


تنیده‌است غم و شادی زمانه بهم
چه سخت و مبهم و آسان و عاشقانه بهم

بیا و در عوض رنج‌هات، رج بنداز
می‌آید اشک غم و شوق، دانه دانه بهم 

برای این همه تکرار... طرح نو انداز
بهم بریز و درآمیز نوبرانه بهم

 مسافریم و سفر سهم ماست از دنیا
و میرسیم زمانی در آن کرانه بهم 

مجعدیم و پریشانی است طالع ما
چرا بریزدمان دانه‌های شانه بهم

 پر از فرود و فرازست؟ میشود هموار!
گره زدیم سفر را به این بهانه بهم

رحیمه‌مهربان


07 دی 1398 60 0

این طبیعت به نظر رنگین است

این طبیعت که پیام آور فروردین است
بهر دل های پر از غم به نظر رنگین است
کاروان می رود ای دل  ز چه رو بنشستی ؟
میل رفتن کنم آنگه که دلم غمگین است
گر چه از گردش ایام  دلم پاییز است
سبزه را   می نگرم چون به غمم تسکین است
هر کجا می نگرم  نقش عجب می بینم
روی دیوار فلان باغ  پر از پرچین است
روی مه پیکر یارم به کجا خواهم دید؟
" معترف" آخر این قصه بسی سنگین است
پیش هر  سبزه و  گل  یاد رخش زیبا شد 
بیخرد هر که بُود مستحق نفرین است
هر که شد محرم دل در حرمش می ماند
محرمش باش که مانی و همین آیین است
🌷مهدی موسایی   دزفول
   جمعه  ۶  دی ماه  ۱۳۹۸ 🌷
 


06 دی 1398 57 0

عاشقانه هایی برای موعود(عج) (24)









السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)







گل آمدنی بهار هم آمدنی

آن روزخوش قرار هم آمدنی

مامنتظریم وخوب هم می دانیم

عید آمدنی ست یار هم آمدنی






06 دی 1398 58 0

تلاقی غزل و اشک

 
هزار ناله و غصه به طعم گس نگذاشت
اگر چه دلخوش مرگم ولی هوس نگذاشت
چقدر خسته و تنها چقدر دلتنگم
به غیر غم بخدا پا به خانه کس نگذاشت
نیاز نیست که از جنس آسمان باشی
برای با تو پریدن فقط قفس نگذاشت
شکایتی به لب آمد ولی امان از بغض
به مهلتی که نداد اشک زودرس نگذاشت
شبیه سایه کنارم همیشه تنها غم
به لطف حضرت عالی که پای پس نگذاشت
تلاش بی ثمری بود هر چه می کردم
غم و قضاوقدر راه پیش و پس نگذاشت
غزل بهانه ی خوبی برای دردم بود
تلاقی غزل و اشک یک نفس نگذاشت
ادامه ی سخنانم سکوت تلخی شد
زبان دوباره کم آورد یا نفس نگذاشت؟
علیرضا همتی فارسانی


05 دی 1398 87 0

قیام ها ، قعود ها

گره بزن به تارها ، بریز نقش پودها
نفس دوباره تازه کن ، رها کن آنچه بود ها
صدای شانه روی تار، گره گره در انتظار
بخوان دوباره بی امان ، به پود ها سرود ها
هزار گل ، هزار رنگ، سفید و زرد و صورتی
سیاه و سبزو آبی و اناری و کبود ها
زمان دو باره در گذر، مسیر صعب  و بی عبور
قدم قدم عبور کن به پای این صعود ها
نشست بر هوای ابر، دوباره قوسی از قزح
نشانه های عاشقی است ، قیام ها ، قعودها
بخوان سرود بندگی ،که پر زنی به آسمان
به اوج می توان رسی تو در پی فرود ها
 


02 دی 1398 75 0

نشانه

ابر است که با هر سخنش می‌گرید
در وادی دریا شدنش، می‌گرید

فهمیده‌ام آداب جهان را، همچون:
طفلی که پس از آمدنش، می‌گرید


02 دی 1398 106 0

آه ای عشق میشود این بار آخرین اشتباه من باشی؟

آه ای عشق میشود این بار آخرین اشتباه من باشی؟
میشود توی آسمان دلم بِنِشینی و ماه من باشی؟

در مصافی که نابرابر بود دین خود را به دست تو دادم
من خودم خواستم که تو عمری بی بهانه گناه من باشی

گم شدم لابه لای تنهایی، کور سویی نمانده در قلبم
مثل طفلی مطیع و فرمانبر می شود سربراه من باشی؟

بنشین رو بروی چشمانم خط بزن سطر های غمگین را
با خودت هی مرور کن تا صبح، خیره در هر نگاه من باشی

در شبیخون تلخ حسرتها ، من و تو یک پناه می خواهیم
دستهای مرا بگیر و ببر تا که تو جان پناه من باشی

من قطاری بدون همسفرم که به دنبال عشق میگردد
آری ای عشق میشود،،؟ باید ، آخرین ایستگاه من باشی

من و تنهایی از تولدمان یک سپاه بدون سرداریم
کاش میشد به قدر یک آغوش، پادشاه سپاه من باشی


02 دی 1398 80 0

نسیمی آشنا

عشق در منظره ی چشم تو زیباست و من
به تماشای تو چون باد رها می گذرم


01 دی 1398 69 0

سازش

فرقی نکند کنج اتاق و زندان
وقتی که پر است، گوشمان از هذیان

امروز سر دوراهی تقدیریم
بین رَهِ دریا و رَهِ کوهستان*


*و اکوان دیو گفت: انتخاب کن بین دریا و کوهستان...

 


01 دی 1398 81 1

اهواز

بخت اهواز ما خواب است
سهم مان گرد و سیلاب است
شهر صد مخزن پر نفت
قایقی غرق در آب است


01 دی 1398 43 0

به سلامت !

هرچند که از عشق رسیدم به ندامت
اما ز ندامت نرسیدم به حقارت

زخمی که نشاندی به دلم خوب شد اینَک
لطفی کن و دیگر نرسانش به وخامت

تو عهدشکن بودیُ و صد عهد شکستی
این است وفاداریُ و این است صداقت ؟

با اینکه دلم خون شده بخشیدمت اکنون
بعد از تو شدم‌ شهره به دریای سخاوت

گفتی اگر از ما به دل خود گِله ای هست
در نزد خدا کُن گِله وُ عرض شکایت

در پاسخ این جمله همین بس که بگویم
ما را گله ای نیست عزیزم ! به سلامت

#امیرعباس_صالحی


29 آذر 1398 85 0

کتری چوپان

در جاده فقط مسافری حیرانم
در شهر، همان دهاتی دهقانم

از رنگ عوض کردن مردم، تنها
دلتنگ، برای کتری چوپانم...


29 آذر 1398 64 0

عاشقانه هایی برای موعود(عج) (23)






ما منتظریم وچشمها مانده به دور

شاید از پشت کوهها حضرت نور

بگشاید چشم و دل به یاران بدهد

گویند رسیده عاشقان وقت ظهور






29 آذر 1398 44 0

برهان

کاش یک شب عطر گیسوی تو مهمانم شود
تا "به نام عشق تو" آغاز دیوانم شود

هم‌کلامی آرزو دارم که در دلدادگی 
غرق در امواج چشمان خروشانم شود

بین بازار محبت‌های تزئینی مفت
دل نمی‌بندم اگر یک مصر خواهانم شود

بعد عمری آبروداری، فقط لبخند تو
می‌تواند مایه‌ی ننگ نیاکانم شود

در میان چاه شک، ویلان و سیلان مانده‌ام
تا انار سرخ لب‌های تو برهانم شود

اسم و رسم روزبه، رسوای بازار است؛ آه
کو رسولی تا چراغ راه سلمانم شود؟


29 آذر 1398 88 0
صفحه 3 از 165ابتدا   قبلی   1  2  [3]  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها