در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست
 

از مسجد اعظم

شاعر: محمدهادی علی بابائی

26 مرداد 1391 | 1070 | 2

اگر چه اشک در آیین ابرها کم نیست
به روی گونه ام اما غم است و ماتم نیست

غمی که آمد و از سر گذشت و غرقم کرد
که در طبیعت ابر بهار نم نم نیست

نمانده تا به بهار تو غیر یک پاییز
که تلخ کامی این "صبر زرد" کم هم نیست

ولی چه چاره که باید به راه تن بدهیم
اگر چه راه پر از چاه‌های نا امنی‌ست

تفاوت است میان غم تو با همگان
که روی غایبت از پشت اشک مبهم نیست

بدون روی تو مات است صحن آیینه
و روی مسجدتان  نیز اسم "اعظم" نیست

محمدهادی علی بابائی

  • متولد:
  • محل تولد: کازرون
  • سطح دو حوزوی
  • www.omanfi.blog.ir
  • چه عاشقی‌ست که از دست غم پریشان نیست؟ چه کودکی‌ست که از مادرش کتک نخورد؟!
,
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

محمدهادی علی بابائی
26 مرداد 1391 04:29 ب.ظ
زنده باشید!
ما دهاتی‌ها سرعت اینترنتمون کمه، از این رو کم خدمت می‌رسیم!

:))
همینم مونده اون شعرو بذارم این‌جا!
:دی

حسن بیاتانی
26 مرداد 1391 04:20 ب.ظ
تفاوت است میان غم تو با همگان
که روی غایبت از پشت اشک مبهم نیست
.
رسیدن بخیر آقای علی بابایی... منور فرمودید.... اون شعری که پلنگ داشتو نمی ذارید؟

نام

ایمیل

وب سایت