در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده احمد جاودان)

دفتر شعر

تهی از عشق

از عشق، تُهی بـودن مُــشتم کافی ست
خود را ز غم تو هر چه کُشتم کافی ست
آن مرتــبه عــــاشق شــدم و دیگر ... نه!
یک بـــار بــــرای هــفت پشتم کافی ست

تابستان 91



26 مرداد 1392 516 2

از یاد رفته

در پای چکمه های غرورِ تو، لِه شدم
چون برگ در مسیر عبورِ تو، لِه شدم

من آن گُلِ بنفشه از یاد رفته ام
لایِ کتاب های قطورِ تو، له شدم

مهمان هر شب دلم! ای یادبود تلخ!
هر روز پا به پای مرور تو، له شدم

من زیر بار فکر جدایی هر آینه
بودم اگر چه سنگ صبور تو ... له شدم

آن ماهی غریبه ی دریایی ام ولی
در حجم تَنگ تُنگ بلور تو، له شدم

امّید داشتم بکشی دست بر سرم
افسوس! زیر پای غرور تو، له شدم

تابستان 90





22 مرداد 1392 411 1