در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مینا شیرخان)

دفتر شعر

کبوترها وبال آسمانند

پر و پرواز را از یاد بردند

همانها که برایت دانه چیدند

همانهایی که بالت را ندیده

گرفتند و قفس را آفریدند

به فکر آسمان باورت باش

که دنیای زمینی ها همین است

قفس ها را به دست باد بسپار

قفس بیخودترین جای زمین است

قفس ها با دهانی باز اینجا

به دنبال دو بال آسمانند

نگاه بسته ی آنها چنین است

کبوترها وبال آسمانند



05 اسفند 1392 579 4

زاویه نگ آه..

قبل از سهراب زینب سرود

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید...



28 مهر 1392 566 8

زیارت

انگاری یخ زده صدام کنار زائرای تو

چه بی عبوره قدمام کنار عابرای تو

موقع سر زدن بهت همیشه باورم اینه

که من یه حس آشنام واسه مجاورای تو

گنبد خیستو ببین توی چشای بارونیم

نذار شکسته شه نگام پیش مسافرای تو

غرق جنونی مبهمه واژه به واژه شاعرت

ببین دوباره مبتلام کنار شاعرای تو

بیرون نیومد از لبم حرفی که قابلت باشه

دوباره یخ زده صدام کنار زائرای تو



14 مهر 1392 640 3