در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سید عباس حقایقی)

دفتر شعر

در مذمت علم و دانش!

کبریای توبه را بشکن پشیمانی بس است
از جواهرخانه خالی نگهبانی بس است
( فاضل نظری )

******************

از خر شیطان بیا پایین تو، نادانی بس است
هفتصد سال است می خوانی تو، خرخوانی بس است

پاس کردی درسهایت را تو با نذر و نیاز
این یکی هم پاس خواهد گشت، قربانی بس است

پند من را بشنو وقتی که گرفتی مدرکت 
آن زمان در پای کوزه هان، پشیمانی بس است

این مهندس های مدرک دار، بی مصرف بُوَند
بهر پایان بردن مترو، دو افغانی بس است

ول کن این دانشگه آزاد را، آزاد باش 
پول یک ترمت برای هفت زندانی بس است

درس را ول کن برادر جان برو دنبال پول 
جمع کن دیگر نصحیت های پنهانی بس است


23 مرداد 1392 610 6