در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده احمدرضا رضایی)

دفتر شعر

قمه‌بندی

زنده‌رود این زمان کشف‌رود است، ابرها برده بیابان‌اند
این خبر را به گله‌ها برسان گرگ‌ها هم‌نشین چوپان‌اند

دخل اعجاز ته کشید و کنون بهر یک سحر پست و بی‌مقدار
روز و شب ساحران موسی‌روی بی سبب دست در گریبان‌اند

چون سحر تیغ برکشد از ترس بر منابر گزافه می‌بافند
تا که شب روی در نقاب کشید قمه‌بندان و باج‌گیران‌اند

عصر ما عرصه تباهی‌هاست ننگ بردن ز بی‌کلاهی‌هاست
مردمان به نان شب محتاج فکر خر مرده‌ای و پالان‌اند

شهر بابرکت و کریم‌النفس اینک آماج خشکسالی‌هاست
نرخ نان هم‌قران ایمان است تا که این قوم آسیابان‌اند


14 شهریور 1392 382 4