در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده نغمه مستشارنظامی)

دفتر شعر

همای اوج سعادت

 

جهان نبود و تو بودی نشانه خلقت

همای اوج سعادت به شانه خلقت

نایت اسکین

جهان نبود و خدا با تو گفتگو می کرد

به حسن خاتمت از آستانه خلقت

نایت اسکین

فرشته ها صلوات و درود می گفتند

به خاندان تو در کارخانه خلقت

نایت اسکین

جهان و هرچه درآن پیش تار مویت هیچ!

چگونه از تو بگویم بهانه خلقت؟!

نایت اسکین

برای از تو نوشتن اجازه با عشق است

همیشه حرف و مضامین تازه با عشق است

خدا سری به زمین زد،سری زدی به زمین

دلش برای زمین سوخت،آمدی به زمین

تو آمدی به جهانی که عشق را کم داشت

هزار پنجره از آسمان زدی به زمین!

از آسمان که به جز چند طرح زود گذر

ندیده بود مگر نقشی از بدی به زمین

به یمن آمدنت مژدگانی آوردند

سبد سبد گل سرخ محمدی به زمین

به یمن آمدنت سنگ مهربان می شد

جهان پیر پس از قرنها جوان می شد

بهار عطر تو را در گلابدان می ریخت

زلال نام تو را در دل جهان می ریخت

دو بال داشت به پهنای آسمان و زمین

فرشته ای که مکان را به لامکان می ریخت

"بخوان به نام خدایت که خلق کرده تو را"

هزار مژده و معنا ازآن "بخوان" می ریخت

جهان چه داشت اگر روشنایی تو نبود

چگونه از سر گلدسته ها اذان می ریخت؟!

بهشت چیست به جز آفتاب چشمانت

گرفته است زمین را عقاب چشمانت

"ستاره ای بدرخشید و …"آن ستاره تویی

ستاره ای که به آن می شود اشاره تویی

نایت اسکین

ستاره ها و زمین دانه های تسبیح اند

و خیر اول و آخر در استخاره تویی

نایت اسکین

زمین کتاب خودش را دوباره می خواند

به هرکجا برسد مقصدش دوباره تویی

نایت اسکین

بدون نور تو راهی به سمت پایان نیست

بتاب بر سر دنیا که راه چاره تویی

نایت اسکین

بتاب آینه گردان آشنایی ها

بتاب روشنی هر چه روشنایی ها

دعای حضرت آدم قسم به نام توبود

نجات نوح پیمبر به احترام تو بود

نایت اسکین

عصای حضرت موسی به نامت آذین داشت

دم مسیح مسیحایی از سلام تو بود

نایت اسکین

خلیل دوش به دوش تو رفت در آتش

که شعله "بَرد و سلام" از طنین گام تو بود

نایت اسکین

اگر عزیز جهان بود یوسف از خوبی

اسیر حسن تو دلداده کلام تو بود

نایت اسکین

بیا سری به درختان پیر باغ بزن

به روی شانه شان چارده چراغ بزن

علی پس از تو چراغ ولایت عشق است

کنار حضرت کوثر که آیت عشق است!

دو چلچراغ،دو سرو جوان باغ بهشت

که راز خلقت آنها امامت عشق است

دوازده غزل سبز نامکرر ناب

که هرکدام به نحوی روایت عشق است

کسی شبیه تو می آید از اهالی نور

کسی که آمدن او نهایت عشق است!

نهایت همه خوابهای خوب تویی

چراغ روشن دنیا پس از غروب تویی!

نغمه مستشار نظامی



30 خرداد 1391 1043 11