در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده علی دهقانی)

دفتر شعر

پاسخ مختوم

پاسخ مختوم
و من از پنجره ی رو به خیابان ارام
میدوم رو به شما در نم باران ارام
تا هوای تنتان بُر بخورد اهسته
بر تن زخمی این بی سروسامان ارام
و شما میگذرید از منو من میمانم
نقش ان خانه ویران شده ویران ارام
تا که از پاسخ چشمان شما اب شوم
مثل برفی که به پایان زمستان ارام
و چه مغرور به این پس زدنم میخندید
همچنان میگذرید باز کماکان ارام
من از این پاسخ مختوم شبی میمیرم
میرسم مثل همین شعر به پایان ارام
دهقانی


15 آبان 1392 481 2

نمی خوام بدونی

تحمل نکن رد شو از من، برو
نمی خوام مدارا کنی این غمو
نمی خوام کسی خیره تو چشم من
ببینه یه دنیا غمو ماتمو

تورو یاد من میندازن این روزا
گلایی که تو باغچه پرپر شدن
نمیدونم این روزها چرا تو بهار
درختای باغچه دارن جون میدن!

نمیخوام بدونی چه شب هایی رو
بدون تو دارم عذاب می کشم
چه روزایی رو تو خیالم فقط
دارمْ از چِشِ تو تماشا میشم

نمیخوام بفهمی که بعد از تو من
چطوری به عکسات زل میزنم
می پیچم به دور خودم توی مبل
همه زندگیمو بغل می کنم(1)
****
چقدر خونه از عطر تو خالیه
نمیتونم این بغضو پنهون کنم
میام تو خیابون، خیال میکنم
دارم باز با تو قدم میزنم.

(1):اشاره  به شعر دوست خوبم رضا موسوی با این مضمون که :زانو اختراع شد تا من گاهی تمام زندگی ام را بغل کنم





14 مهر 1392 625 2

طرح(سپید)

وقتی پدر به سمت مادر شلیک می شود

و

مادر موجی می شود

تو هم باید شهید بشوی

(علی دهقانی)



30 شهریور 1392 416 8