در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده حمیده مردانی مهرآباد)

دفتر شعر

چه حس ناب و غریبی ست در حکایتِ آب..

قسم به آیۀ باران، قسم به حرمتِ آب

که شأن نام شما بوده شأن خلقتِ آب

دلی که مست تعلق، شما که ساقی عشق

منم که زائرِ آبم، شما که حضرتِ آب

دلی که غرقۀ دریای بیکران شد و رفت

دلی که سجده نبرده ست جز به تربتِ آب

چه خالصانه، غزل را وضو به تن شده است

ردیفِ تشنه همی بین، که گشته قسمتِ آب

شکوه واژۀ عباس و حُسن مطلع شعر

چه حس ناب و غریبی ست در حکایتِ آب

 

 "حمیده مردانی مهرآباد (رها)"



22 شهریور 1393 853 3