در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سید مهدی موسوی)

دفتر شعر

برای حاضر غایب

سر سپردن بر حریم حضرت سلطان خوش است

رخت بگشودن میان جنت و بستان خوش است

درد عشق دلنوازان را نباشد مرهمی

در مرام عشق بازان درد بی درمان خوش است

گر چه دل میلرزد از بنیاد با یک جزر و مد

ناخدا گر نوح باشد بی گمان طوفان خوش است

صاحب میخانه گر آن یار شیرین لب بود

خاکروبی بر در میخانه با مژگان خوش است

ابروان دوست گر همچون کمانی در زه اند

جان سپردن با تنی مجروح از پیکان خوش است

از کریمان مسئلت کن از بخیلان دور باش

جرعه نوشیدن ز جام خم بی پایان خوش است

 ای که مشتاقی برای بوی پیراهن ،ببار

در مسیر مصر، جانا دیده ی گریان خوش است

  هان ببار و سیل خون از دیدگان جاری نمای

دیدن نرگس به زیر شبنم و باران خوش است



11 اسفند 1392 461 2

رضا جان

عاقبت خادم سلطان جهان خواهم شد

با گداییش شه کون و مکان خواهم شد

بر سر خاک رهش بوسه زنان می آیم

زیر شمشیر غمش رقص کنان خواهم شد

گر چه دل مرده ام و پیر و ملولم اما

در کنار حرمش باز جوان خواهم شد

از زیادی گنه بوی تعفن دارم

گر نگاهی بکند مشک فشان خواهم شد

در دو راهی بهشت و حرم سبز رضا

هر رهی سوی رضا بود بدان خواهم شد

 

گر اشارت کند آن شاه پرآوازه ی طوس

با سر خویش به قربانگه جان خواهم شد



28 بهمن 1392 424 0

حرم...

دو هفته مانده به دیدار صحن های حرم

به بوسه های دلم روی جای جای حرم

 

دو هفته مانده به پرواز سوی گنبد عشق
به همنوا شدنم با کبوترای حرم

کنار باب رضا دل پر از تلاطم وصل
و لب به اذن دخولی در ابتدای حرم

چقدر در حرم تو تنفس آسان است
هوای جنت الاعلی شده هوای حرم

قدم کنار قدم پا به پای جمعیت

میان صحن گوهر شاد در فضای حرم

 

وباز رو به همان گنبد طلایی رنگ

و السلام علیکی به حجره های حرم

مسیر پنجره فولاد پرسم از خادم
و گفت چند قدم بعد ,انتهای حرم

همین که چشم منو پنجره به هم افتاد
گرفت دست دلم دست حلقه های حرم

وناگهان به صدایی چکید اشک ضریح
بلند شد همه جا سوز گریه های حرم

چه روضه ای بشود صحن جامع رضوی
صدای گریه ی اطفال و بچه های حرم


27 بهمن 1392 484 3