در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مهدي ذوالقدر)

دفتر شعر

تقديم به مادرم

معناي تمام زندگاني هستي
از نسل رسول مهرباني هستي*
گفتي که خدا را نتوان ديد به چشم
تمثيل خداي "لن‌تراني" هستي

*يکي از موهبتهاي خدا به من اينه که از نواده‌هاي حضرت فاطمه زهرا هستم



03 اسفند 1391 542 5

يک مرد پر مشغله

ابري شده صورتش ، دلش پر درد است
هر واژه که ريزد ز زبانش زرد است
صد کار نکرده دارد و طوفانيست
پاييز مثال کوچکي از مرد است.


22 مهر 1391 627 3

اینگونه که می‌کند لبانت اعجاز

هم ناز نگاهت بکشد صد سرباز
هم مثل مسيح بوسه‌هايت اعجاز
ميميرم و زنده‌کن مرا ، صدباره
امشب که لبت غنچه شده، چشمت ناز



18 مهر 1391 3062 3

معلم اخلاق عملي

وقتی به حیاط مدرسه پای گذاشت
از روی زمین زباله‌ها را برداشت
می‌گفت که بابای دبستان خسته‌ست

باید که هوای دست پیرش را داشت

 

===========

قرار شده که یاس ظهرها که تعطیل میشه اگه مامانش هنوز نرسیده بود مدرسه ، روی همون نیمکت سبز توی حیاط بشینه تا مامان برسه.
دیروز وقتی که مامان رسیده بود،  دیده بود که یاس داره از توی حیاط پوست چیبس و پفک جمع می‌کنه و وقتی که ازش پرسیدند چرا جواب داده که : آخه بابای مدرسه خیلی پیره ، گناه داره خسته میشه

 



05 مهر 1391 569 2

دلخوش به همين جرم و گناهم چه کنم؟

من عاشق آن چشم سياهم چه‌کنم؟
دلبسته رخسار چو ماهم چه کنم؟
هي وعده فردوس برينم ندهيد
اصلاً من اگر حور نخواهم چه کنم؟


26 شهریور 1391 2226 2

ما اهل نماز و مسجد و محرابیم

ما اهل نماز و مسجد و محرابیم
ما سینه زنیم و پیرو اربابیم
چون تا به سحر عبادت حق کردیم
وقتی که کسی کمک بخواهد خوابیم

======
به نظرم جاي بهتر شدن داره. خوشحال ميشم ايراداتش رو بهم بفرماييد.



18 شهریور 1391 629 4

سه رباعي مردانه

تا شیشه شیر بر زمین بنهادیم
دیدیم که جشنی شد و ما دامادیم
گفتند که زن بگیر ، سامان گیری
از هول هلیم توی دیگ افتادیم

 

دیدند ستبریم و چُنان پولادیم
در رسم و رسوم زندگی استادیم
گفتند که زن بگیر و کاملتر شو
از هول هلیم توی دیگ افتادیم

 

ما مایه شرمندگی اجدادیم
مَردیم و ضعیف ، جامع الاضدادیم
در دامِ فریبِ زن اسیریم همه
از هول هلیم توی دیگ افتادیم



08 شهریور 1391 600 5