در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمد نجفی)

دفتر شعر

من می نویسم از تو، تو می نویسی از من

من مینویسم از تو، تو مینویسی از من

انگار ما دو روحیم، در انحصار یک تن

چیزی شبیه عشقیم، چیزی شبیه رویا

حتی زبان ما هم، گاهی به وصفش الکن

شاید خدا برایم، روح تورا فرستاد

روحی که وصل من بود، نزدیک تر به گردن

با قصه ی من و تو، شعری دوباره گل کرد

با ماجرای سیب و مردی کنار یک زن

مردی که مینشیند، مات نگاه رویت

با گونه های سرخ و با چشم های روشن

این قصه هم سرآمد، با یک جدایی اما

من مینویسم از تو، تو مینویسی از من




06 مرداد 1391 599 6