در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده هدیه ارجمند)

دفتر شعر

نجف

هنگامی که عقل انسان کامل شود، گفتارش کوتاه می شود.حضرت علی(ع/)

وقتی که شوق دیدنت افتاد در دلم
با یک گل نگاه تو حل شد مسائلم/

من از تبار رخوت یک درد بوده ام
گر با سکوت مبهم شعرم معادلم/

آوار کن سکوت غم انگیز چاه را
بر من مگر که گل کند این روح غافلم/

درکوچه های غربت این شهر مانده ام
یک کوفه بی وفایی و حیرت مقابلم/

در جذرو مد عشق تو دریا شدم علی
از لحظه ای که یاد تو آمد به ساحلم/

اینجا که آسمان و زمین جنس کربلاست
گم میشود کنار ضریحت غم دلم/

شرمنده ام که شاعر خوبی نبوده ام
یک نقطه در برابر اخلاص دعبلم/

**پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک باد**
به امید اتحاد روز افزون شیعیان و اهل تسنن/......
التماس دعا/


09 آبان 1391 666 3

ازافقهای دورآمده است

تقدیم به حضرت ثامن الحجج(ع)

از افقهای دور آمده است
سمت جغرافیای چشمانت
آبرودست وپاکندخورشید
تا که باشد بجای چشمانت

من ولی روی شانه میگیرم
آرزوهای ناتمامم را
تاکه قدری بلندتر بشود
بشنوی بغض این کلامم را
***

درحریمت نشسته ام امشب
تاکه در آسمان قدم بزنم
آب و جارو کنم گناهم را
حرفی از اینکه "من بدم" بزنم

حاجتم را روا نکن هرگز
توبه ام را دوباره میشکنم
تا که عمری بیاید و برود
زائر دلشکسته ای که منم

پابه پای کبوتران حرم
ندبه خواندیم و عاشقی کردیم
به همان ندبه ها قسم آقا
مینشینیم و برنمیگردیم



رسم همسایگی نمیدانیم
ناممان ظاهرا مسلمان است
وای برروزگارمان وقتی
یک نفراوج لذتش,نان است

هیچ کس گم نمیشود اینجا
کهکشان هاهمیشه بیدارند
درزلالی صحن تان جاریست
اشکهایی که نورمیکارند
□□□□

دستهارو به آسمان حرم
چشمها غرق التماس دعاست
شک نکن در طواف آینه ها
خانه ی دوم خدااینجاست

میلادامام رضا(ع)مبارک


07 مهر 1391 638 9

ماهی/ رباعی

تا ماهی سرخ، عاشق دریا شد
با اشک میان حوض کوچک جا شد
خوشحال به سمت طعمه آمد اما ...
افسوس خودش طعمه ی آدم ها شد


03 شهریور 1391 638 2

تقدیم به مولایم علی(ع)/4 پاره

جمله جمله طبیب من بنویس
شعرهایم دوباره تب دارند
چندسالی به شوق دیدنتان
اشک هایم شبانه بیدارند

قلب من می تپد برای نجف
سرزمینی به وسعت دنیا
جمله جمله نه، موبه مو بنویس
نسخه ای از سفر به عرش خدا

نبض ابیات شعر من کند است
واژه هایم همیشه دلگیرند
تا بیایم کنار گنبدتان
غصه هایم دوباره می میرند

با نگاه همیشه بارانی
آمدم تا که زائرت باشم
از زمانی که عاشقت شده ام
نذر کردم که شاعرت باشم

با طنین خوش امین الله....
السلام علیک یا مولا
مات و مبهوت و شادو حیرانم
این منم آمدم کنار شما؟

****
آن زمان که غروب حاکم شد
نوری از پشت ابرها رد شد
کوفه محو سکوت مردم خود
اسم و رسمش ازآن زمان بد شد


شب گرفتار خلسه ی غم بود
بغض چشمان آسمان ترکید
صورت شهر کوفه شدنمناک
از زمانی که بی وفایی دید



خواب بودم، چقدر زیبا بود
گرچه حالا سبک شدم اما
با نگاهت بیا و امضا کن
بار دیگر برات کرب و بلا

پیشاپیش شهادت مظلومانه مولای عاشقان حضرت علی(ع)تسلیت باد...

دراین شبها التماس دعا


16 مرداد 1391 589 1

تقدیم به مولایم علی(ع)/4 پاره

(ویرایش)

جمله جمله طبیب من بنویس

شعرهایم دوباره تب دارند

چندسالی به شوق دیدنتان

اشک هایم شبانه بیدارند


قلب من میتپد برای نجف

سرزمینی به وسعت دنیا

جمله جمله نه,موبه مو بنویس

نسخه ای از سفربه عرش خدا


نبض ابیات شعرمن کند است

واژه هایم همیشه دلگیرند

تا بیایم کنار گنبدتان

غصه هایم دوباره میمیرند


با نگاه همیشه بارانی

آمدم تا که زائرت باشم

از زمانی که عاشقت شده ام

نذر کردم که شاعرت باشم


با طنین خوش امین الله....

السلام علیک یا مولا

مات ومبهوت وشادوحیرانم

این منم آمدم کنار شما؟

****


آن زمان که غروب حاکم شد

نوری از پشت ابرها رد شد

کوفه محو سکوت مردم خود

اسم ورسمش ازآن زمان بد شد


شب گرفتار خلسه ی غم بود

بغض چشمان آسمان ترکید

صورت شهر کوفه شدنمناک

از زمانی که بی وفایی دید



خواب بودم,چقدر زیبا بود

گرچه حالا سبک شدم اما

با نگاهت بیا و امضا کن

باردیگر برات کرب و بلا

پیشاپیش شهادت مظلومانه مولای عاشقان حضرت علی(ع)تسلیت باد...

دراین شبها التماس دعا


16 مرداد 1391 827 2

تقدیم به مولایم علی(ع)/4 پاره

جمله جمله طبیب من بنویس
شعرهایم دوباره تب دارند
چندسالی به شوق دیدنتان
اشک هایم شبانه بیدارند

قلب من می تپد برای نجف
سرزمینی به وسعت دنیا
جمله جمله نه، موبه مو بنویس
نسخه ای از سفربه عرش خدا

نبض ابیات شعر من کند است
واژه هایم همیشه دلگیرند
تا بیایم کنار گنبدتان
غصه هایم دوباره می میرند


با نگاه همیشه بارانی
آمدم تا که زائرت باشم
از زمانی که عاشقت شده ام
نذر کردم که شاعرت باشم


با طنین خوش امین الله....
السلام علیک یا مولا
مات ومبهوت وشادوحیرانم
این منم آمدم کنار شما؟

****

آن زمان که غروب حاکم شد
نوری از پشت ابرها رد شد
کوفه محو سکوت مردم خود
اسم و رسمش ازآن زمان بد شد


شب گرفتار خلسه ی غم بود
بغض چشمان آسمان ترکید
صورت شهر کوفه شدنمناک
از زمانی که بی وفایی دید



خواب بودم، چقدر زیبا بود
گرچه حالا سبک شدم اما
با نگاهت بیا و امضا کن
نسخه ای ازسفر به کرب و بلا

پیشاپیش شهادت مظلومانه مولای عاشقان حضرت علی(ع)تسلیت باد...

دراین شبها التماس دعا


16 مرداد 1391 527 0

این جمعه/رباعی

با اینکه دلت گرفته از ما بدها
شادیم به ندبه خواندن و شاید ها
این جمعه نشد جمعه ی بعدی آقا....
تا باشد از این رفت و از این آمدها...


12 مرداد 1391 518 2

خورشید/رباعی

خورشید که بی حضور او دلسرد است
جنس همه ی غروبهایش درد است
می گردد و می گردد و می گردد و نیست
او منتظر سیصد و اندی مرد است

"تعجیل در فرج صلوات"


09 مرداد 1391 605 4

روزه

با روزه ی چشمان پر مهر تو می میرم
من با سکوت مملو از فریاد، درگیرم

نان و پنیر و سبزی و اندوه تنهایی
فرقی ندارد، بی تو از این زندگی سیرم

من میهمان ماه پرفیض دلت هستم
با بارش چشمان تو حالا نمک گیرم

عمری اذان لحظه ی تنهایی ام بودی
ای نام تو در آسمان عشق، تکبیرم

با احتمال بودن تو زندگی کردم
شاید همین، اما، اگرها بوده تقدیرم

وقتی امید سفره ی افطار دل باشی
تا بی نهایت هم شده من روزه میگیرم...

التماس دعا



05 مرداد 1391 632 4