در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده وحید لقمانی)

دفتر شعر

به دور خودمان

دربند و گرفتار، به دور خودمان
آزاد و ولنگار، به دور خودمان

ما سرگردان، گردِ زمین می چرخیم
چون حرکتِ پرگار به دور خودمان

روستای خرطوم شفت، ۱۳۹۷/۳/۲۵


25 خرداد 1397 14 0

قرص ماه

در کیسه ی ماه، قرصِ نانِ شهرست
هر سفره به لطفِ آسمانِ شهرست

از خوف خدا شانه ی او می لرزید
آن شانه رَجایِ گشنگانِ شهرست

رشت _ ۱۳۹۷/۳/۱۵


15 خرداد 1397 33 0

عینکت را در بیاور شهر را مشتاق کن

عینکت را در بیاور شهر را مشتاق کن
نور خورشید نگاهت را کمی انفاق کن

جاده های پیچ و خم دار شمالت را ببند
موی خود را گیس کن در پیچشش اغراق کن

بهمن سرد سرم در شانه ی اردیبهشت
نونهال خسته را در چادرت قنداق کن

غنچه ات را باز کن تا یک نفس بویت کنم
دشت ییلاق مرا با یک بغل قشلاق کن

از زمان کالی ات مست دوسیبت بوده ام
جای قلیان گونه های نوبرت را چاق کن

درس و دانشگاه وتحصیلم فدای چشم توست
گرچه مشروطم ولی با خنده ای ارفاق کن

هی سفر پشت سفر هرجا سیاحت می کنی
لحظه ای را هم درون قلب من اتراق کن

ایده آل ذوق شاعر ها عروض صورتت
جمعه بازار کساد شعر من را داغ کن


قم _ ۱۳۹۶/۲/۳


04 اردیبهشت 1397 66 0

دیوانه ی زنجیری

با رقص تو یک گردنه، حیران تو بود
هر جای جهان یک نفس از جان تو بود

دیوانه شدم بس که به دنبال توام
زنجیر من آن موی پریشان تو بود

رشت _ ۱۳۹۶/۳/۱۱



20 فروردین 1397 106 0

زائر بارانی

با اشک غزل خیزش زائر شده باران هم
از پاکی زوّارت طاهر شده باران

هم دوست و هم دشمن راضی شده از لطفت
از بس که کرم داری، شاکر شده باران هم

وقتی که قدم هایم در صحن تو پاداشند
از ابر به زیر آید عابر شده باران هم

گفتی که سه جا هستی با مردن هر زائر
یعنی که در آن آتش، حاضر شده باران هم

"صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند"
نقّاره که می خواند، شاعر شده باران هم

از بارش چشمانم، خیس است خیالتم
با گریه ی هر زائر، زائر شده باران هم


رشت - 1396/8/27


03 بهمن 1396 80 0

رفاقت تعطیل

در مکتب ما بی تو رفاقت تعطیل
با جاذبه ات سیر و سیاحت تعطیل

والله قسم عمر خودم را دادم
ای دوست خیانت به امانت تعطیل

رشت - ۱۳۹۵/۹/۹


30 دی 1395 446 1

تسلسل

عاشق به رقیبی به فنا خواهد رفت
تا حیطه ی کفران خدا خواهد رفت

دنبال تو هستم تو به دنبال رقیب
این سیر تسلسل به کجا خواهد رفت؟

قم _ ۱۳۹۵/۸/۱۴


08 دی 1395 381 0

جاذبه بکر

هر جا برود حجب وحیا پابرجاست
در چادر شب چهره ی ماهش پیداست

آرایش صورت چه نیازی باشد
هر جاذبه ای بکربماند زیباست


رشت _ 1395/4/21


23 تیر 1395 426 0

این فاصله دیوار نشد

انگار نه یک بار که صد بار نشد
دل را به حرم بست، خریدار نشد

من آن گلِ محزون گرفتارِ عطش
عمری به عطش سوخت و گلزار نشد

صیّادِ دلم باش.. . به دریا بروم
این صید، به هر طعمه گرفتار نشد

ای صاحبِ دل، صد دلِ من یک دلِ کن
جز در دلِ تو منزلِ ابرار نشد

آزاده شود عبد، اگر بندِ تو شد
هر حرِّ گرفتار که مختار نشد

ای کاش که ما بینِ حرم، رو به قمر
ای اهل حرم میر و علمدار .. . نشد

یکبار چرا بنده ی در غفلت و خواب
در موکبِ عشّاقِ تو بیدار نشد؟

این شاعرِ درباریِ ارباب چرا
یک بیتِ غزل ساکنِ دربار نشد؟

بیچاره تر از آنکه نرفته به حرم
آنکس که حرم رفت، دگربار نشد

عشق است وهمین فاصله هایش.. . چه کنم؟
صدشکر که این فاصله دیوار نشد

رشت - ۱۳۹۴/۹/۷


08 آذر 1394 841 2

بوسه ماهی

همین یک قطره اشکم را خزرکن
تو یک شب را از این ساحل گذر کن

به لک لک ها بگو شب را بخوابند
فقط شب بوسه ماهی را خبر کن

رشت - 1394/6/31


16 مهر 1394 573 0