در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده صادق ایزانلو)

دفتر شعر

رباعی...

در آتش آفتاب خوابش برده

دلگرم به یک سراب خوابش برده

دلسوخته و عاشق و با سینه ی چاک

صحرا که به یاد آب خوابش برده....



07 دی 1394 299 0

رباعی برف...

پایان شبی صبح امیدی ای برف

به داد دل زمین رسیدی ای برف

پیش همه ی عالم و آدم فردا

هرچند که سرد،رو سفیدی ای برف...



17 آذر 1393 604 2

رباعی مشهد...

همسایه ی رودیم،سرابیم هنوز

بی بهره از آن چشمه ی نابیم هنوز

دنیا شده خوابگاه و ما در دنیا

خوابیم که خوابیم که خوابیم هنوز...



23 مهر 1393 384 3

نیمه ی ماه شعبان...

یا صاحب الزمان(عج):

 

امروز جهان مست شما نیست که هست

جام می اش از دست شما نیست که هست

بی عشق شما هیچکسی نیست که نیست

هستی همه از هست شما نیست که هست



23 خرداد 1393 419 2

رباعی :نخود سیاه

هر روز سراغ ماه ما را مفرست

ای چشمه به عمق چاه ما را مفرست

دلگرم به خال روی ماهت هستیم

دنبال نخود سیاه ما را مفرست



11 اردیبهشت 1393 705 5

نه دی....دو بیتی

هوا را متهم کردند آن روز

و آن را غرق سم کردند آن روز

به هر جنبنده ای در آسمانها

وقیحانه ستم کردند آنروز...



08 دی 1392 492 1

دوبيتي..."ظلمت نفسي"

از اينكه عمر در ظلمت هدر رفت

به در زد -خواب بودم- رهگذر رفت

درون سيــنه ام آتـش به پا شد

"ظلمتُ نفسي" ام جوشيد و سر رفت...



22 آذر 1392 656 4

رباعي كربلا

هرچند كه خيس و اشكباريم،هنوز

آيينه ي پر گرد و غباريم،هنوز

مانده است كه زائر حسيني بشويم

تا كرب و بلا فاصله داريم هنوز

* "هنوز"در مصرع اول مربوط به مصرع دوم است و "هنوز" در مصرع دوم مربوط به مصرع سوم است...


10 آبان 1392 682 1

غزل عاشقانه

اگر به سمت بهشتت نمی توان پر زد

به باغ خاطره هایت که می توان سر زد:

درون خانه ی تاریک مرگ حاکم بود

که ناگهان تو رسیدی و نور بر در زد

نگاه من به نگاهت گره که خورد آن روز

از آن به بعد نگاهم همیشه می لرزد

شراب ناب نگاهت که ریخت در چشمم

دلم ز شوق حضورت به سیم آخر زد

بپوش عیب مرا ای بهار سر سبزی

اگر که خبط و خطایی از این خزان سر زد

نشسته ام تک و تنها و پرسشی دارم:

چرا به سمت بهشتت نمی توان پر زد؟

زمستان91



06 مهر 1392 589 6

رباعی عاشقانه

دور دل هـــر پیر و جــــوان می پیچید

دل ها که اسیر شد به جان می پیچید

از بس که در این کار تبـــحر دارید

صد نسخه ی درد همزمان می پیچید



13 مرداد 1392 1046 5

رباعی بیداری اسلامی و مقاومت ملل

این فصل پر از عبور را باور کن

مردانگــی و غـــرور را باور کن

ای ملت غرق در شب استبداد

با ظلم بجـنگ و نور را باور کن



28 تیر 1392 597 4

شاید رباعی...

مانند درخــت، آب را محتــاجم
بی تابــم و باز خــواب را محتاجم
سرد است هوای بی تو و چشمانت
برگـــرد که آفــتاب را مـحتاجم


01 تیر 1392 501 2

رحلت امام خمینی(ره)

خورشید بود که از جنس آب بود

الگوی بارز این انقلاب بود

تابید بر دل یک ملت بزرگ

احیا کننده ی اسلام ناب بود...



13 خرداد 1392 402 2

چارپاره فاطمی

یک آسمان ابری و شهری پر از غبار
دیگر مجال آینه بودن نمانده بود
وقتی که دستهای پلیدی به مکر خود
در کل شهر ریشه ظلمت دوانده بود


یک خانه بود و آینه ای زخمی از ترک
از دستهای سنگی یک مشت نا به کار
با ضرب های سیلی و با ضربه های در
تابش تمام گشته و افتاد یک کنار


هجده بهار دیده و عمرش به سر رسید
پاییز ظلم فرصت سبزی به او نداد
زیر هجوم هجمه دشمن قدش خمید
لبریز گشت کاسه صبر و ز پا فتاد


مانند گل که لای کتابش گذاشتند
عطر محبتش جَرَیان یافت در زمان
کار عدو مسبب خیری عظیم شد
مهرش رسوخ کرده به اعماق جانمان


آهی کشید حضرت خورشید و بعد از آن
حالش وخیم تر شد و افتاد بر زمین
خورشید سرد روی زمین درد میکشید
انگشتر امام علی گشت بی نگین...

(یا زهرا)



24 فروردین 1392 674 3

رباعی بهاری

سلام

فرا رسیدن سال جدید را به همه دوستان تبریک میگویم....

 

چشمان در انتظار یعنی باران
سر سبزی بوته زار یعنی باران
شبهای زمستانی من یعنی برف
هر صبح پر از بهار یعنی باران


23 اسفند 1391 918 1

برای امام حسن مجتبی(ع):

کریمان را امــامت با حسن بود
گلی از گلشـــن زهرا حسن بود
نه اینکه تشنه بود و آب می خواست
شهادت،تشــنه ی مولا حسن بود



26 بهمن 1391 477 2

رباعی (نسخه اصلاح شده)

تا دور تو تاب می خورد هر بیتم
هی جام شراب می خورد هر بیتم
از حال و هوای این رباعی پیداست
از چشم تو آب می خورد هر بیتم


09 دی 1391 427 5

رباعی با قابلیت نقد شوندگی....

تا دور تو تاب می خورد هر بیتم
هی جام شراب می خورد هر بیتم
پی برده ام از نگاه تو تنها از
چشمان تو آب می خورد هر بیتم


25 آذر 1391 480 2

رباعی

اشکم به پای تو امشب چکیدنی است
طعم گناه نگاهت چشیدنی است

من شاخه شاخه به اینجا رسیده ام
سیب از درخت نگاه تو چیدنی است


10 آبان 1391 1059 6

او می آید

سلام.
بدون مقدمه آمدم تا با افتخار بگویم که قرار است انشاالله این هفته مردی به شهر ما بیاید که نایب مولاست.مردی بزرگ و عالمی فرزانه. او از نسل فاطمه(س) و علی (ع) است.او حضرت امام سید علی خامنه ای(روحی فداه) است:



شهرم همه جایش پر خوشحالی و شور است

هر خانه و کاشانه معطر به حضور است

از پیر و جوان،خرد و کلان،مرد و زن اینجا

چشمان همه غرق به دریای سرور است

مردم همه مشتاق به دیدار رخ یار

آماده بیعت شده هر کس که صبور است

او می رسد از راه و همه چشم به راهش

از راه پر از خاطره،آن راه که دور است

تاریکی و خاموشی از این شهر گذر کن

اینجا نه که جای تو ،که جولانگه نور است

وقتش شــده تا رهبر محبـــوب بیاید

ما نیز ببینیم رخ مــاه چه جور است

ای رهبر فرزانه و ای نایب بر حق

از شوق ببین چشم همه خیس و نمور است


16 مهر 1391 475 3
صفحه 1 از 2ابتدا   قبلی   [1]  2  بعدی   انتها