در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده صدیقه محمدجانی)

دفتر شعر

بر بال سه گانی (بهمن 93)

 

 

"هوالمحبوب"

 

سلام و درودها به همراهان خوب و ادیبم در این پایگاه ادبی.

مهمانتان می کنم به چند جرعه "سه‌گانی" :

 

(1)

 

دل به این سخن چه آشناست:

عشق با بزرگی اش

اسم کوچک خداست.

 

 

(2)

 

با نم نم دعا

آرام ، تر شدم؛

آرام‌تر شدم.

 

 

(3)

 

ذکر لب از چه افسوس و کاش است؟!

خواب باید شود نا امیدی؛

زندگی زنگ بیدار باش است.

 

 

(4)

 

در کویر خویش مانده ، زار

حاصل حیاتشان ،

بوته های خار!

 

 

(5)

 

«من» و «او»

چه تصویر عجیبی،

هم آوازی «پاییز» و«پرستو»!

 

 

(6)

 

واقعیت چقدر بی‌معنی

از ملاقات عشق خالی بود؛

کاش دنیای ما خیالی بود.

 

***

 

صدیقه محمدجانی ( نسیم حوالی دریا) // بهمن 1393



03 بهمن 1393 1355 2

غزل "اینجا میان حجم حضورت زنی نشست" (دی ماه 93)

 

 

"هوالمحبوب"

 

اینجا میان حجم حضورت ، زنی نشست

تنها تویی چه خالص اگر هم "منی" نشست

 

دیوارها چه رشد عجیبی نموده‌اند!

بر سینه‌شان ، نگاه تو چون روزنی نشست

 

بسیار آرزو که جوانمرگ گشت و باز

نوزاد آرزوست که بر دامنی نشست

 

خاتون باغها شده هر خار دلخراش؛

هر لحظه بر تبسم گل ، سوزنی نشست

 

دعوت به دل اگرچه فقط دوست ؛ باک نیست

بر سفرۀ محبت ما ، دشمنی نشست

 

تا کی سکوت و صبر در این کوه برفپوش؟

فریاد زد دلم ؛ به سرش بهمنی نشست

 

برفی و خاکی ، آهنی و چوبی ؛ فرق چیست؟

" آدم " کند دلی که میان تنی نشست

 

تو منتظر که ما برسیم از غروب خویش

در چشم انتظار ، غم روشنی نشست

.

.

.

بر عهد خود زمین و زمان ، محکم ایستاد

"انسان" به پای قول خود ای کاش می نشست!!

 

***

صدیقه محمدجانی (نسیم حوالی دریا)

دی ماه 1393

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیشاپس میلاد رسول مهربانی (صلی الله علیه و آله) و امام جعفرصادق(علیه السلام) بر شما خوبان مبارک.

 

میلاد تو ، میلاد تمام خوبی‌ست

در کاخ وجود ، بارعام خوبی‌ست

ذکر صـــــلوات بر تو یعنی حتی

ذکر لب حق نیز به نام خوبی‌ست

(نسیم حوالی دریا)

 



18 دی 1393 717 1

دو رباعی (دی ماه 93)

 

 

 

به نام خدا

مهمان دو رباعی باشید از نسیم حوالی دریا :

 1)

...تا زنگ بهار

 

این باغ چه دل خوش است همرنگ بهار

پیچیده به جانش عطر و آهنگ  بهار

آرام و سبکبار در آغوش خزان

آسوده به خواب رفت تا زنگ بهار

 

***

2)

تعبیر خواب...

 

در خواب چقدر با تو هستم مأنوس

تعبیر چگونه می‌شود ؟ صد افسوس!

در خاطرۀ زغال ، یک جنگل سبز

رؤیای کویر، پرشد از اقیانوس

 

*****

 

سپاس از نگاه سبزتان

صدیقه محمدجانی(نسیم حوالی دریا)

 

 



09 دی 1393 940 2

چند سه گانی

 

 

سلام و درود 

مهمان چند سه گانی باشید از نسیم حوالی دریا:

 

1

کاش از هم نمی رمیدند

این دو کوه صبور اما

عاشقانه به هم رسیدند.

 

 

 

2

دل به هر که هرچه داده ام

رفت و شد رها به دست باد

 

دل فقط به عشق بسته باد.

 

 

3

 

چشمۀ دل و نگاه را

می کند چه بی فروغ

 

هر دروغ.

 

 

4

عشق می تابد به من،

تا درخشان می شوم

 

باز باران می شوم.

 

 

 

5

 

وقتی که می بارد

از هر نگاهش بی امان حسرت،

با خشکسالی های ممتد می کند عادت.

 

 

 

سپاس از نگاهتان

صدیقه محمدجانی (نسیم حوالی دریا)

 

 

 



01 دی 1393 823 1