در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمدباقر نقوی)

دفتر شعر

گل سرخ

چگونه منتظر هیچکس نخواهد ماند!!

کسی که تا به ابد در قفس نخواهد ماند!

نه اینکه سنگ دلی نه!!بزن که تا به ابد 

شکار ناب تو در تیر رس نخواهد ماند

برای من گل سرخی ببخش روزی که 

کنار هیچکسی همنفس نخواهد ماند

....

سوار حادثه یک شب عبور خواهد کرد

کسی که منتظر هیچکس نخواهد ماند

 

 

بعدها متوجه شدم قبلاً استاد فاضل نظری شبیه به این ردیف و قافیه شعری ارائه داده اند. فقط خواستم دوستان نظر بدهند.تشکر



23 اردیبهشت 1393 325 4

تقدیم به حضرت زهرا(س)

ای استواریی زمین از تار گیسویت

خورشید محو تابش چشمان جادویت

هرگز نمیگنجد یقین در باورم هرگز!!

محروم برگردد گدایی از سر کویت

 

هرشب خدا در انتظارت...ربنایت را...

غرق خودت کردی پری سیرت خدایت را

اهل مدینه لایق صوت و صدایت نیست

جبریل باید بشنود موج صدایت را

 

بعد از محرم در صفر یکبار دیگر هم

دنیا به جانت زد شرر یکبار دیگر هم

مادر حسینت بی پناه افتاده کاری کن!!

باید بیایی پشت در یکبار دیگر هم...

 

یک شب قدم بگذار بر چشم ترم بانو

تا گُر بگیرد جان درون پیکرم بانو

تنها برایت از شکوهت مینویسم چون

طاقت ندارد روضه ات را دفترم بانو...



14 آذر 1392 553 6

خیلی وقت پیش..

خو کرده..

...

به خزان

 ...

به امید برگشتت

 ...

چون لانه ی تکیده

 ...

لابلای شاخه ها



26 اردیبهشت 1392 751 2

پاییز...

پاییز...
کلماتم را
می کارم...
تنها
تو
سبز می شوی.


03 دی 1391 521 6

غزل

مادرت

زیباترین

غزل جهان را...

سرود

تو.....

متولد شدی.............................





16 آبان 1391 492 1

تقدیم به جانبازان: ویرایش شده

(ممنون ازنقد و نظرات سازنده ی  دوستان

این شعر ویرایش شده تقدیم میشود)

تقدیم به جانبازان:

 قد نمی کشد
نه با تشویق
نه با ترفیع
از روزی که پاهایش را زدند...
منتظربال است.


09 آبان 1391 487 6

بلای عشق

سر میکشیم تا خط جور از بلای عشق

تا اینکه دم زنیم ز قالوبلای عشق


هستیم پابرهنه و با چشم بسته، باز

مشعل به دستِ جاده ی ِ بی انتهای عشق


در موج خیز حادثه ترس از عبور نیست

باشد پناه ما اگر آن ناخدای عشق


دل میبرد...!!به سمت کجا؟میبرد فقط...

پس میرویم همره او پا به پای عشق


سر میدهیم مثل شهیدان برای دوست

باشد قرار و وعده ی ما کربلای عشق




05 آبان 1391 558 2

تقدیم به جانبازان

تقدیم به جانبازان:

 

سی سال میشود،

پدرم قد نکشیده

نه با تشویق

نه با ترفیع

از روزی که پاهایش را زدند...

منتظربال است.



01 آبان 1391 594 13

پر قو

در پی فصل بهاری که خدا میداند

میروم تا به دیاری که خدا میداند...

دود در بستر شهر است...چه باید بکنم؟

مانده ام زیر غباری که خدا میداند...

قایقی ساخته ام با پر قوها،آرام

میروم سمت قراری که خدا میداند...

خنده ها مال خودت گریه برایم کافیست

بنشین پای مزاری که خدا میداند



28 مهر 1391 634 9

غزل____نذر امام هادی(ع)

مثل آن کفتری که خوابید و ابرهه مسجدالحرام تورا...

وای بر من مرا ببخش آقا خواب ماندم که احترام تورا...


به شکوه تو چشم زخم زده ند گرچه با  دود هم حرم زیباست

باز زخم زبان به تو زده اند که نبینند التیام تورا


پشت دروازه های شعر کسی ست غزلی از بهشت مهمان کن

که«بکم یسلک الی الرضوان»دوست دارم کمی مقام تورا...


عادت چشمهای تو مهر است روش دستهای تو احسان

«واجعل العفو بعد قدرتک» تا ببیند جهان مرام تورا


خانه ات ریخت در دلم اما قصر داری بزرگ و زیباتر

«قبرک فی قلوب من والاک» تازه فهمیده ام کلام تو را

*****

مرگ حق من است حرفی نیست انتقام تو حق دیگر من

لطف کن زنده باشم و برسان پسرت را که انتقام تورا...                                                                                                                      



28 مهر 1391 522 11