در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مسعود نصرتی)

دفتر شعر

از احساسم خسته شده‌ام

هر نگاه تو موجب وسواس می‌شود
ذره ذره دلم به تو حساس می‌شود

بگذار بشکنم که نماند خمیدگی
باری به روی دوش من احساس می‌شود

شعرم پر از خیالات نانجیب توست
قلبم نمود وسواس خناس می‌شود

هر روز من برای کشت دیگری است
مهتاب هر شبم چون داس می‌شود

محتاجم به خلوتی با خدای خویش
با من نمان که غربتم احساس می‌شود

مسعود نصرتی ( نوین)



22 اسفند 1393 372 0