در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده حمیده رضایی)

دفتر شعر

عید مبعث

عید مبعث

از حرا شور و نوا آید به گوش
از حرا بانگ خدا آید به گوش
در افق نور خدا تابیده است
صوت اقرا از حرا آید به گوش
تو حبیبی، بهترین خلق خدا
پس بخوان نام خدا را با سروش
ای محمد ای امین مردمان
اینک از جام یقین قدری بنوش
تو رسول خاتمی ای مصطفی
بهر امداد بشر، اینک بکوش
در ره بس مشکل در پیش رو
جامه ی صبر و توکل را بپوش
ای که هم فخر زمینی هم، زمان
آب ها از شوق تو دارد خروش
ای محمد، برترین انبیا
از می عشقت به ما قدری بنوش
عید مبعث شد، زمین غرق سرور
از سما شور و نوا آید به گوش


26 اردیبهشت 1394 613 0

مهراوه هستی

آن زمان که دختران در آتش جهل پدر می سوختند
آن زمان که مادران ، ناله هاشان بر فلک می رفت
از ظلمی که بر آنان روا می داشتند
ناگهان از آسمان ، نوری پدید آمد میان مردگان
نوری از جنس خدا
با هزاران مهر و لبخند و ثنا
کوثری بخشید بر پیغمبر خاتم ، خدای مهربان
کز حضورش هم زمین و هم زمان
شد منور ، گشت شاد این آسمان
فاطمه آمد میان مردمی کز ننگ  دختر داشتن
بس جنایتها که بر طفلان روا می داشتند
بوسه زد پیغمبر خاتم به دست دخترش
تا فرو ریزد بت جهل و ستم
زد پیمبر بوسه بر دستان ماه
ماه نه ، مهراوه ای برتر ز ماه
آنچنان روشن شد از نورش سپهر
کز فروغش شد خجل ، هم ماه و مهر
فاطمه شد تک گل باغ نبی
همسر شاه جوانمردان ، علی
ام ابیها گشت او بهر رسول
بعد از آن شد مادر دریای نور
مادر چار آفتاب قبلتین
هم حسن هم زینبین و هم حسین
او که خود خیر النسای عالم است
هم به جمله مردمان او سرور است
روز میلادش جهان غرق سرور
هم به جمله مادران باشد درود



26 فروردین 1394 653 1