در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده احمد کاظمیان)

دفتر شعر

کمندد گیسو ها

فشاندی از پی صیدم کمند گیسوها

حریرحلقه ی دامت تنید ازموها

مراکشید به سویت به گونه ی ماهی

که گیرکرده به قلاب دام جاشوها

دمی که خنده به جام لبت شکوفاشد

شدآن پیاله , پرازانگبین کندوها

شب عروسی تو زهره هم به رقص امد

شبیه فشفشه ها توی قصرشب بوها

ترانه خواندی وباشوروشوق رقصیدی

درآن فضای به دوراز حجاب پستوها

تورادرخشش لذت عیان شدازگردن

پراز نوازش دیبای سرخ بازوها

چه دیدنی به نظرمی رسید گلبوسه

که می شکفت تورا لابلای گیسوها

توای فروغ معاصرچه خوش درخشیدی

به صدرجامعه ی بانبوغ بانوها

برای زادن یک دخترهمانندت

چه آرزو که نمانده به قلب زائوها

به سبک گویش نغزت من اقتداکردم

میان آن همه آموزه ها والگوها

هنوزدیده به راهم برای آمدنت

 بهاروموسم کوچیدن پرستوها

اگرمنم که پلنگ شکارگاه توام

خوشا به حال تووگله های آهوها

منم شهاب ونخواهم جزاین قَدَرازتو:

تبسمی,که تمنا کنند هالوها



16 مرداد 1394 538 0

تک وتنهایم ویک هم نفس نیست

تک وتنهایم و یک همنفس نیست
برای مهرورزی هیچکس نیست

دلم را همدمی, سنگ صبوری
به غیرازنرده های این قفس نیست

نمادعشق ورزی های پیشین
دراین عهد وزمانه جزهوس نیست

مخاطب را چه پیش آمد؟ که هرچند
صدایش میکنی دردسترس نیست

جوانمردان کجاتبعید گشتند
چرا فریادرافریادرس نیست؟

گریزدشهروند ازشهربانان
مگروجدان کاری درعسس نیست؟

چنان در پیله ی ابریشمینم
گرفتارم که راه پیش وپس نیست

خدایا,رشته کوه درد بردوش
بپوسیدم دراین بیغوله,بس نیست

شدم مطرود دربارسلیمان
به جرمی که گذرگاه مگس نیست

شهابم, شهد نخلستان- قیرم-1
ننوشندم چرا,طعمم که گس نیست

1_شهرقیر ازفارس

 



27 تیر 1394 439 0

مهربانو

باتوبودن رابه دل دارم هنوز
عاشقانه ازتوسرشارم هنوز

پیریم راجارزد موی سپید
تارمویت راگرفتارم هنوز

گرچه ازچشمان تو افتاده ام
نازچشمت راخریدارم هنوز

دیدنت راشامگه تابامداد
دیده بردرمانده بیدارم هنوز

درپیت منزل به منزل روزوشب
باد سرگردان و سیارم هنوز

عشق من، رفتی ونامت همچنان
می دهد رونق به اشعارم هنوز

من هنوزت می پرستم چون شهاب
مهربانو, دوستت دارم هنوز

 



26 تیر 1394 639 0