در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده رضا نظاری)

دفتر شعر

معنی واژه ها عوض شده است

دل بعضی ، پر از مرض شده است
حرفها مملو از غرض شده است
معنی واژه ها عوض شده است :
(خنده) هم معنی (رجز) شده است

(سازش) با عدو ، (تعامل) شد
(هیچ) هم معنی (تبادل) شد

بله ، در خیمه ها (مذاکره) بود
جنگ صفین هم معامله بود ...
روی نی ، چند برگ باطله بود
طلحه کی در پی مقاتله بود ؟!

آنکه از نسل (سَعد وقّاصی) ست
گفت : (وَلَّیتُمُوا) دموکراسی ست !

پیر ما گفت : (خوابتان نبرد !
دشمن است او ! گمانتان نبرد ... 
بی هوا ، قعر چاهتان نبرد !
تشنگان ! بر سرابتان نبرد ! 

وعده هاشان دروغ -شاید- شد ... !)
الغرض ... آنچه که نباید ، شد !

چه ضررها کز آن به بار آمد !
اشک از چشم روزگار آمد
گرگِ بیرون ، درون غار آمد
آه ... دشمن در این دیار آمد !

باز هم قصد این اراضی کرد
گرچه تنها (ترقه بازی) کرد

خواب از چشم کشورم پر زد
تکیه بر (ذوالفقار) حیدر زد
حرف خود را به لحن دیگر زد
ضربه اش را به (قلب) پیکر زد

تا که این مرز قهرمان دارد
جنگ با اهل نهروان دارد ...


01 تیر 1396 224 0