در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده عباس بقایی)

دفتر شعر

در بیان حادثه ی هولناک منا

ای خائفان افتاده در منجلاب غرب
تا کی به عبدیه شیطان پای بسته اید؟
قرنها،محمد و آلش سنگ برزدید
امروز به خون مسلمان سخت تشنه اید
اینجا مگر نه وادی عاشقان خداست
آخر چرا راه به روی آنان بسته اید؟
اینجا کنار ماست مردی از تبار مصطقی
با غرشش بی شک شماها شکسته اید
ای کاش سایه هم در منا بود و جان میداد
مرگی که نمرده اید و تا ابد زنده اید


10 مهر 1394 624 0

پخدا هیچ گله ای از بیگانگان نیست

بخدا هیچ گله ای نیست اگر بیگانه ای
با من و دل تا کند چون دانه ای
خار گردم،زار گردم،بشکنم
وز قفایش من شوم دیوانه ای
آشنایان گر مرا دادند غمی
روزگارم می شود ویرانه ای
زندگانی!عمر من جاوید نیست
پس نکن با من جفا،کعاقبت شرمنده ای
این هزاران رنگی از زخود دور دار
گر نداری ،بیش و کم بازنده ای
سایه خواهد مرحمی از سوی دوست
تا رهاند خود زبند از مانعه ای



02 مهر 1394 564 1

در سوگ یمن

ای یمن،دغدغه ی غم زدلت پنهان دار
بخدا اوج شرف در یم اخلاص شماست
ظلم شیطان دم به دم میشکند آخر باز
روز وصل یار هم وای چقدر نزدیکست
ای یمن سوگ شما،فریاد ما را تازه کرد
بی ثمر خون که ندادیم،ندادیم از دست
ای یمن،شب ها بلندست و قلندر بیدار
جنگ و ویرانی و غم روز بروز در گذرست
گرچه تاریکی محضیست و اوج خفقان
سایه در سوگ شما دست به دامان خداست




 



16 شهریور 1394 421 0

ای امام رضا(ع)

در نهاد من امشب غلغله ای به پاست ای امام رضا
گویی که دربهای بهشت باز باز شدست ای امام رضا
سالهاست که به اشتیاق سوی شما دلخوشیم
خوشا آنکس که در جوار بارگاه شماست ای امام رضا
ما روانه مشهدیم با جان و عشق،با تمام وجود
آنجا که نام شماست بقاست ای امام رضا
ما عاشقان رضاییم لندن و خارج نمیخواهیم
به پابوس تو آمدن آرزوست ای امام رضا
رازی نهفته درونم زوزه میکشد هر دم
گر کربلا طلب بکنی در مشهدست ای امام رضا
من قاصد برادرت حیدرم ،خواهرت خاتون دربهبهان
تمام گلهای نرگس فدای شماست ای امام رضا
شمس الشموس عالم شما وسایه سایه ات
نوری که سوی شماست عنایتست ای امام رضا


06 شهریور 1394 641 1