در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده احمد جواد نوآبادی)

دفتر شعر

در قطارم رو به مشهد شعر میگویم فقط...

مینشینم رو به گنبد باز نجوا میکنم

تا که دل آرام گردد درد دل ها میکنم

خواب میدیدم که پابوس امامم رفته ام

من زیارت را فقط تعبیر رویا میکنم

در قطارم رو به مشهد شعر میگویم فقط

بیت بیتش را همه تقدیم مولا میکنم

در حرم همراه خود سوز صدا آورده ام

آه..گریه با دم مظلوم اماما میکنم

آه..دل کندن چه سخت است از حریمت یا رضا

غرق اندوهم دوباره فکر فردا میکنم

فکر فردایی که بیتابی ز راهش میرسد

آه فردا عزم رفتن من از اینجا میکنم

بعد از این بودن درون جنت الاعلای تو

من دگر اظهار بیزاری ز دنیا میکنم

گر به دست من دهد دنیا همه ارض وسما

من تمامش را به یکجا خرج آقا میکنم...



19 آذر 1394 694 1

فضای حرم شاعرانه ست...

فضای حرم شاعرانه ست

به سویم غزل ها روانه ست

برای کمی با تو بودن

غزل گفتنم یک بهانه ست

برایت سرودن چه سخت است

زمانی  که الکن زبان است

تو دریای لطف و کرامت...

که کم پیش رویت جهان است

به شهرم صفا داده ای تو

صفایی که فوق بیان است

دلم را به دریا زنم چون

که دریای تو بیکران است

شب خوب من شد شبی که

مسیرم حرم _ جمکران است

شده گنبدت قبله ی دل

به وقتی که وقت اذان است

خلاصه به قول رفیقم

کمی گنبدت دخترانه ست...



28 آبان 1394 616 0