در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده فریما فرهادی)

دفتر شعر

بهشت

زندگی
همراه با صبح بخیر گفتن های تو
شاید همان بهشت جاودانه ایست
که خدا وعده داده
و من
بنده ی سر تا پا گناهی هستم
که به آن نخواهم رسید


#فریما_فرهادی


22 خرداد 1395 285 0

فلک


سیاره ی بیچاره ! پر از زهر ! زمین!
کابوسیِ ترسوی مدوّر ! زمین

ای صحنه ی خاموشِ خطرناک!فلک!
کمتر به فلک بند در این خاک ! فلک!

#فریما_فرهادی





07 خرداد 1395 258 0

جغرافیای بی تو

هوا تاریک است
تنها
در لحافم چپیده ام

به قول فروغ:
(چراغهای رابطه تاریکند)
خیلی هم تاریکند
هوای رابطه هم سرد است
یخبندان است
قطب است
و عجب جهنمی است دنیای بی تو
چه جالب
جهنمی که چون قطب سرد است

می بینی؟
نبودت جغرافیا را هم درگیر میکند

#فریما_فرهادی


18 اردیبهشت 1395 339 0

نیستی

نیستی،
از اول هم نبوده ای

و من
میپوسم
در حسرتِ
"خسته نباشی" شنیدن از تو
بعد از شستن ظرفهای شام تولد یک سالگی دخترمان.

میپوسم
در حسرتِ
لحافی که از نگرانی رویم بکشی.

میمیرم
در رویایِ
خانه تکانیِ دونفره
قبل از اولین تحویل سال مشترک.

نابود میشوم
در حسرتِ
گیر دادنت
به روشن بودنِ رنگِ موی جدیدم.

+و من
میپوسم،
میمیرم،
و نابود میشوم؛
چون:
نیستی


#فریما_فرهادی


14 اردیبهشت 1395 325 0

کرم سیب من

سیبی سالم را میمانی
که آدمی
تا گاز نزند
نمیبیند
کرمِ خفته در وجودش را.
من اما
چه نفهمانه
این سیبِ به ظاهر سالم را
میخواهم

#فریما_فرهادی
پنج شنبه
01:17 نیمه شب
17 دی


26 فروردین 1395 354 0

بلاتکلیف

تکلیف کجا بود؟

شناختنِ تو ،
رسیدن به سن "بلاتکلیفی" بود

تو
آغازِ دیر رسیدنهایم بودی

دیر رسیدن به نماز

دیر رسیدن به غذا

دیر رسیدن به مترو و اتوبوس،

دیر رسیدن به آن مردِ خیابانِ "ابوذر حاتمیان" ،
که عجیب شبیهِ تو بود

دیر رسیدن به پروازی که تورا به ناکجاآباد برد برای همیشه

دیر رسیدن به محضری که تورا مردِ رویاهای کسی جز من کرد

من همیشه دیر رسیدم،
تقدیرم در "دیر" بود و "بلاتکلیفی"

مطمئن باش فراموشت میکنم
فقط،
به من مهلت بده
تا کمی دیر شود...


#فریما_فرهادی



20 فروردین 1395 435 0

حسادت

میدانی مردجان؟
گاهی
به کلاشینکف سربازی ات هم
حسادت کرده ام،
به پوتین های گلی ات حتی
و همینطور
کلاه خودِ پر عرقت.

حداقل
یک عکس یادگاری که با تو دارند...

#فریما_فرهادی


16 فروردین 1395 501 2