در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده ناهيد رفيعي)

دفتر شعر

السلام عليك يا امين الله

السلام عليك يا امين الله ويا نورالله في ظلمات الارض
السلام عليك يا ابالحسن.

بايد به سحر چشم تو ايمان بياورم
ايمان به كنه قصه ي انسان بياورم

وقتي تو ميروي كه قدر را قضا كني
من از حراي چشم تو قرآن بياورم

اصلا براي اينكه بگويم توخالقي!
من آيه اي زسوره ي انسان بياورم

با مي وضو گرفته وقصد سفر كنم
از قعر دردهاي تو درمان بياورم

در سجده رو به جانب شق القمر كنم
كافر به سجده برده،مسلمان بياورم

شايد برادرانه به چاهم بيفكنند
از مصر اعتكاف تو كنعان بياورم

بايد براي تشنگي فصل هاي خشك
از بركت نگاه تو باران بياورم

شايد براي چشم رقيبان مدعي
يك قرن خواب هاي پريشان بياورم

بايد به عين نام تو عمري شوم مقيم
شايد براي روح جهان،جان بياورم

در لام لا اله،به لام تو مي رسم
ايمان اگر به شيوه ي سلمان بياورم

بايد ز راز ياء تو اي منشاء حيات
راهي به سوي چشمه ي حيوان بياورم

ناهيد رفيعي.


20 شهریور 1395 230 0

يا ايهالرئوف

السلام عليك يا صاحب الزمان 🌹🌹

گر چه هزار ويكصدواندي قضا شده
امشب نماز حاجت دلها ادا شده

شش گوشه ي زمين شده جغرافياي خون
شايد كه راز خون خدا بر ملا شده

دارد زمين به سينه ي خود چنگ مي زند
مي بيني اين زمين چقدر بي نوا شده!

با ما اميد رويش نسل جوانه نيست
ما ابتريم؛عادتمان ادعا شده

ديگر نمان تو منتظر اضطرارمان
پاي غريبه ها به سر كوچه واشده

اين رنگ هاي سبز ريايي به جامه ها
بر دوش انتظار دروغين عبا شده

اين پيرهن كه بر تنمان گريه مي كند
حالا ببين كه بر تن شيطان قبا شده

از نو خروج كرده شترهاي سرخ موي
گيسوي سرخ فتنه پريشان رها شده

يك عده راويان دروغين قصه اند
درقصه نوح با پسرش جا بجا شده

دارند ادعاي عزيزي مصر را
اغماض يوسف آفت شرم وحيا شده

بر گرد شهر،هر مگسي مست مي زند
درويش خرقه پوش قلندر نما شده

ديگر نمان تو منتظر اضطرار ما!
آيات انتظار ،چه بي محتوا شده

درمان تويي وما به تو محتاج تر زپيش
دلهايمان به درد بدي مبتلا شده

آقا !به انتظار خودت تكيه كن بيا!
اينجا به انتظار شما اكتفا شده


الهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان

ناهيد رفيعي


17 شهریور 1395 156 0

يا ايهالرئوف

السلام عليك يا صاحب الزمان 🌹🌹

گر چه هزار ويكصدواندي قضا شده
امشب نماز حاجت دلها ادا شده

شش گوشه ي زمين شده جغرافياي خون
شايد كه راز خون خدا بر ملا شده

دارد زمين به سينه ي خود چنگ مي زند
مي بيني اين زمين چقدر بي نوا شده!

با ما اميد رويش نسل جوانه نيست
ما ابتريم؛عادتمان ادعا شده

ديگر نمان تو منتظر اضطرارمان
پاي غريبه ها به سر كوچه واشده

اين رنگ هاي سبز ريايي به جامه ها
بر دوش انتظار دروغين عبا شده

اين پيرهن كه بر تنمان گريه مي كند
حالا ببين كه بر تن شيطان قبا شده

از نو خروج كرده شترهاي سرخ موي
گيسوي سرخ فتنه پريشان رها شده

يك عده راويان دروغين قصه اند
درقصه نوح با پسرش جا بجا شده

دارند ادعاي عزيزي مصر را
اغماض يوسف آفت شرم وحيا شده

بر گرد شهر،هر مگسي مست مي زند
درويش خرقه پوش قلندر نما شده

ديگر نمان تو منتظر اضطرار ما!
آيات انتظار ،چه بي محتوا شده

درمان تويي وما به تو محتاج تر زپيش
دلهايمان به درد بدي مبتلا شده

آقا !به انتظار خودت تكيه كن بيا!
اينجا به انتظار شما اكتفا شده


الهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان

ناهيد رفيعي


17 شهریور 1395 163 0