در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سید محمد حسین میران)

دفتر شعر

سوت بزن در گوشم

سوت بزن در گوشم 
سالهاست
خاموشم 
ساعت سوزش 
سکوت 
و ناسازگاریست 
ناسازگاری تلخ روزگار
سازش غم ها 
سوت بزن در گوشم 
باز مدهوشم 
سوختن بس است 
باید ساخت 
ساختنی از جنس آینه 
بی مقاومت 
بدون صحبت 
باید ساخت 
با سادگی
ساعتی با من بمان
سکوتم را بشکن 
شکستن تلخ نیست 
بد نیست 
شیرین می ماند 
شکستن 
درد ندارد 
آرام آرام 
رام می کند 
تسخیر می کند 
درد هایم را
پس من را بشکن 
که من شیشه ام 
سردم 
زمستانم 
سوت بزن در گوشم 
این بار من با تو 
باهوشم

سپید و آزاد 


20 مهر 1396 312 0

هوای عشق

هوای عشق نمی گیرد
خانه ی دلم
 عطرِ تنت شده است
خلاءِ نبودن


14 شهریور 1396 332 0

قلب مریض

قلب مریضم را
چگونه عمل باز کنم
وقتی رگ هایش
به تو گره خورده است
 
شعر پریسکه


14 شهریور 1396 230 0

ای دل و دلدار ما

ای دل و دلدار ما شاد امدی در دام ما
ای تو امان هر صبا شاد امدی بر بام ما
در همه هستی منم زهر ده این مستی منم
در همه شادی منم شاد امدی ای کام ما
مست و پریشان منی خام امدی ای خام ما
ای دل و دستار ما شاد امدی در نام ما
ای تو دوا و من بلا شاد امدی ای خوش لقا 
کار دلم رام شد شاد امدی ای رام ما
ای تو غنی و من رها شاد امدی ای خوش نما
ای لب و هر شام ما شاد امدی در جام ما


19 فروردین 1396 202 0