در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده یاسر رشیدپور)

دفتر شعر

دنیا شبیه پنجره ای رو به ماتم است

دنیا شبیه پنجره ای رو به ماتم است
این روزها که گریه برایم فراهم است
 
دنیای من ادامه ی یک نقطه تا ابد
فردای من ادامه ی غمهای عالم است
 
این روزها به سایه ی خود تکیه می کنم
مُهر سکوت بر لب و قلبم پُر از غم است
 
گلواژه ها همیشه به یاد تو بر لبند
جان میدهم به پای تو و باز هم کم است
 
با بودن تو هر شب و روزم بهاری است
وقتی بهار نیست چه جای تبسم است
 
هرچند از تو ، هیچ نشانی نمانده است
اما هنوز حال عمومیم... درهم است
 
تنها به عشق توست که اینگونه مانده ام
دنیا سه نقطه... بعدِ تو مثل جهنم است
 
# یاسررشیدپور


15 مهر 1398 90 0

لعنت به غروب و هوس بوسه و سیگار

لعنت به غروب و هوس بوسه و سیگار
 
وقتی که نبودِ تو مرا می دهد آزار
 
افسوس که از عطر شب و بوسۀ معشوق
 
من ماندم و چشمان ترِ خیره به دیوار
 
#یاسررشیدپور


12 مهر 1398 76 0

من شدم معتاد چشمت ترک عادت کی کنم

من شدم معتاد چشمت ترک عادت کی کنم
 
در فراقت شیونی جانسوز همچون نی کنم
 
در وفاداری نخواهم دست از عشقت کشم
 
تا برای وصل تو هفت آسمان را طِی کنم
 
#یاسررشیدپور


23 شهریور 1398 141 0

معشوق زیبا روى من، خیلی هوایت می کنم

معشوق زیبا روى من، خیلی هوایت می کنم
 
تا جان شود قربان تو، خود را فدایت می کنم
 
صدها غزل در وصف تو ، از دل سرایم بهر تو
 
گر رُﺥ نمایی عالمی، مست صفایت می کنم
 
#یاسررشیدپور


18 شهریور 1398 154 0

سیگار

سیگار شدم 
 
لای انگشتانت سوختم
 
تا لمس کنی احساسم را با لبانت
 
اما چون فیلتری در جوی خیابان نقش شدم
 
آی مردم...!
 
من همان کولیِ گمشده در خویشم
 
اگر پیدا کردید مرا
 
به خودم تحویل دهید.!
 
#یاسررشیدپور


10 شهریور 1398 144 0

با نگاه گاهگاهت ، شب چراغان می شود

با نگاه گاهگاهت ، شب چراغان می شود
ماه از دیدار چشمانِ تو حیران می شود
 
کِی شبیهِ ماه هستی؟ ماه پیش روی تو
از خجالت سر به زیر آورده پنهان می شود
 
سازۀ جان و دل من در حصار ناز توست
شب سرآید باد رقصان ، قلب طوفان می شود
 
من به آغوش پُراز مهرِ تو ایمان دارم و...
تو نفس های منی دل بی تو بی جان می شود
 
این منِ افسرده تنها با وجود بودنت
بی غمی را حس کند ، لبهاش خندان می شود
 
شورو شوق و ذوق عشق و عاشقی در چشم من 
موقع دیدار چشمانت نمایان می شود
 
در خيالم روز وصلت را خدا حاصل كند
از بهار وصل تو دنیا گلستان می شود
 
#یاسررشیدپور


02 شهریور 1398 170 0

من از صدای قلب تو دوباره جان گرفته ام

من از صدای قلب تو دوباره جان گرفته ام
 
دوباره شور تازه ای از این جهان گرفته ام
 
در این شب سیه ببین، که از طواف روی تو
 
به لکنت آمده سخن تب زبان گرفته ام
 
#یاسررشیدپور


29 مرداد 1398 17 0

سوى قبله سجده کردم یار محبوبم کجایی

سوى قبله سجده کردم یار محبوبم کجایی
 
از تو یک بت ساختم درزندگی، گویا خدایی
 
بر سر آشفته ام هر شب تمنای خیالت
 
ای دریغا سهم من شد عاقبت درد جدایی
 
#یاسررشیدپور


19 مرداد 1398 93 0

امشب چو هر شب تا سحر بیتاب دیدار ﺗﻮام

امشب چو هر شب تا سحر بیتاب دیدار ﺗﻮام
 
لبریز عشقم این چنین ، هر لحظه بیمار ﺗﻮام
 
یاد سیه چشمان تو خنجر به قلبم می زند
 
باز آ فروغ دیده ام ، من تا ابد یار ﺗﻮام
 
#یاسررشیدپور


16 مرداد 1398 127 0

با تو شاید دل سرگشتۀ من دل بشود

با تو شاید دل سرگشتۀ من دل بشود
 
مگر اینگونه به ما لطف تو شامل بشود

 همۀ زندگی و عشق منی دل خوش دار
 
پازِلِ هستی ام از عشق تو کامل بشود
 
بی تو آشفته ام ای دلبر طناز بیا
 
تا مگر با قدمت فاجعه باطل بشود
 
#یاسررشیدپور


13 مرداد 1398 131 0

بی تو ای ماه شب افروز دلم ، من چه کنم

بی تو ای ماه شب افروز دلم ، من چه کنم
 
بی تو ای نو گل شیرین عسلم ، من چه کنم
 
دل کجا طاقت دوری تو دارد گل من
 
گر بخشكد گل باغ غزلم ، من چه کنم
 
 
#یاسررشیدپور


05 مرداد 1398 19 0

با تو بودن روز و شب هر جای دنیا خوشتر است

با تو بودن روز و شب هر جای دنیا خوشتر است
 
یا که هر لحظه میان خواب و رویا خوشتر است
 
در زمین گر عشق تو حاصل نگردد بر وصال
 
با تو در فردوس و جَنَّت ، عرشِ اعلا خوشتر است
 
#یاسررشیدپور


28 تیر 1398 174 0

عاشقی اوج صداقت در میان گریه ها ست

عاشقی اوج صداقت در میان گریه ها ست
 
عاشقی شوق سپردن سر به تیزِ دشنه ها ست
 
صحبت از عشق است و از آبادی آن تا ابد
 
عاشقی خود ترجُمان دلربای واژه ها ست
 
#یاسررشیدپور


25 تیر 1398 149 0

مهرِ مشرق! کِی به دادم می رسی؟

مهرِ مشرق! کِی به دادم می رسی؟
واکُن اخم ابرهای تیره...تا 
بسته گردد دفترِ دلواپسی
 
#یاسررشیدپور


13 تیر 1398 92 0

مرده به مرداب جهان گر شوی

مرده به مرداب جهان گر شوی
زنده شوی با نفس پاک خویش
راه محبت چو بگیری به پیش
 
#یاسررشیدپور


13 تیر 1398 103 0

چشم تو ساغر و اشکت میِ ناب

چشم تو ساغر و اشکت میِ ناب
با چنین میکده ای جایز هست
توبه از جام شراب؟
 
#یاسررشیدپور


07 تیر 1398 66 0

نه خنده نه شادی

نه خنده نه شادی
نه یک ماه دل افروز؛
فقط آهی جگرسوز!
 
#یاسررشیدپور


07 تیر 1398 82 0

بی تو ..تنها...شبانه ها

بی تو ..تنها...شبانه ها
ابرهای.... سیاهِ... شوم
سیل در...... آشیانه ها
 
#یاسررشیدپور


01 تیر 1398 83 0

سکوتی سرد و مبهم

سکوتی سرد و مبهم
گاهی میان تَن هایی
اما عجیب تنهایی
 
#یاسررشیدپور


01 تیر 1398 134 0

شب تلخ و... باز ... بهانه ها...

شب تلخ و... باز ... بهانه ها...
ابرهای سیاه در پیِ ماه....
غم و...آتش...زبانه ها...
 
#یاسررشیدپور


30 خرداد 1398 144 0
صفحه 1 از 6ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  5  6  بعدی   انتها