در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمد جوکار)

دفتر شعر

اشک قلم

از ابتدا که حضرت غم آفریده شد
انسان برای رنج و الم آفریده شد
 
دل همنشین ناله ی شبگیر شد ، گرفت
اما زبان نداشت ، قلم آفریده شد
 
تاوان سیب وسوسه ، آغاز دلهره
بغض حوا چکیده و نم آفریده شد !
 
حوا نماد عشق زمینی نماند و باز
معشوقه ای بنام صنم ، آفریده شد
 
زیبای خفته ، تا كه به خواب طلسم رفت
تلفیق راز و ناز و ستم ، آفریده شد
 
آغاز عشق و قصه ی دلدادگی و درد
با خشت خشت قلعه ی بم آفریده شد
 
طوفان وزید و قسمت ما موج هاي مرگ
کشتی نوح و چوبِ بلم آفریده شد
 
شاید برای جمعه ی دلگیر بي كسي
ترکیب مرگ آور ِ سم ، آفریده شد
 
هنگام آفرینش شاعر ، غروب بود
دل ، همزبان نداشت ، قلم آفریده شد
 
محمد جوکار "یاس خیال" 1396.04.21
 


14 فروردین 1397 40 0