در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده زینب تیموری)

دفتر شعر

معراج نشین

‍ به یاد عموی شهیدم جواد تیموری

روز ها رفت که روز تو بیاید آری
لحظه ها رفت که کام تو بیارد آری
روزها فکر من این بود و چراهایی چند
قصه ی رفتن تو گشت برایم پر پند
گفتم آن روز نهانی و به آه سردی
کاش میشد که تو با معجزه ای برگردی
نظری کن تو به این قافله ی جامانده
خط به خط خاطره های تو در اینجا مانده
همه ی داشته مان از تو شده تنها عکس
بین ما آمده جای تو دراینجاها عکس
اصلا ای کاش که آن روز در آن روز نبود
لااقل رفتنت اینقدر جگر سوز نبود
آسمانی شدی و اوج گرفتی بالا
خوش به حالت که تو معراج نشینی حالا


18 فروردین 1397 144 1

معراج نشین

به یاد عموی شهیدم جواد تیموری

روز ها رفت که روز تو بیاید آری
لحظه ها رفت که کام تو بیارد آری

روزها فکر من این بود و چراهایی چند
قصه ی رفتن تو گشت برایم پر پند

گفتم آن روز نهانی و به آه سردی
کاش میشد که تو با معجزه ای برگردی

نظری کن تو به این قافله ی جامانده
خط به خط خاطره های تو در اینجا مانده

همه ی داشته مان از تو شده تنها عکس
بین ما آمده جای تو دراینجاها عکس

اصلا ای کاش که آن روز در آن روز نبود
لااقل رفتنت اینقدر جگر سوز نبود

آسمانی شدی و اوج گرفتی بالا
خوش به حالت که تو معراج نشینی حالا


18 فروردین 1397 50 1