در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده فرهاد مرادی)

دفتر شعر

نمیدانی...

من عمرم را به تنهایی سپرکردم
به قبلم برنمیگردم
اگر یک روز برگردم
به جایی میروم که توهم آنجایی
ز دورادور پیدایی
ومشغولی به آن بازی شیرینی که یادم داده بودی
شبیه بچه ها افتاده بودی
وحرفی که تمام عمررا ترسیدم اما حال میگویم
وبا افعال میگویم
و آن موضوع شیرینی که هردیوانه را دیوانه تر میکرد
عشق است
دوستت دارم


02 مهر 1397 80 0