در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده حسین میچقانی)

دفتر شعر

لبخند خدا

شیرینی کام بندگانی 
لبخند خدای مهربانی 
در عشق رسیده ای به ایمان 
پیغمبر خیل عاشقانی 
ای حور سفید پای دربند 
زندانی سقف آسمانی 
هر جای جهان ز تو نشانی است 
در هرطرفی ولی نهانی
ای سرو نظر به سوی ما کن 
تو مایه فخر بوستانی 
هرگز چو تویی به خود ندیده است 
این دور فلک به دلسِتانی
خوشروی شد از برت زلیخا 
سرچشمه آب زندگانی
«هرجاکه تویی تفرج آنجاست»
تو قلب تپنده جهانی 
هر ماه چو میرسد به نیمه 
مهتاب دهد ز تو نشانی 
تو مایه حسرت غریبان 
تو راحت جان دوستانی
اقلیم ادب ز تو منور 
تو طبع لطیف شاعرانی
خاک از نظر تو کیمیاگشت 
خوابیده درون هر چه جامی 
مومن شده از رخ تو کافر
تو رهزن دین عابدانی 
داناتر از عاقلان شهری 
دُردی کش جام شوکرانی
امروز به باد صبح گفتم 
کز من ببرد تو را پیامی
کاین قلب همیشه خانه توست 
خالی نشود ز تو زمانی 


23 مرداد 1397 107 0