در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مهدی قاسمی)

دفتر شعر

السلام علیک یا ابوالفضل العباس

پراست دشمن ترسو چقدر دور وبرت
برای کشتن تو رفته اند پشت سرت

تو شیر بیشه ای و علتیست در اینکه
شدست حیدر کرار فاطمه پدرت

قرار بود که با مشک آب برگردی
نشد برادر من خب بیا فدای سرد

تو قول دادی و رفتی امید اهل حرم
چرا بدون تو آمد حسین با خبرت

برای جنگ نرفتی وگرنه میبردی
به جای مشک تو شمشیر و نیزه و سپرت

برای جنگ نرفتی و عده ای مردند
به حیبت علوی نشسته در نظرت

گرفت دشمن نامرد دست هایت را
به جای دست خدا داده است بال و پرت

گرفت دشمن نامرد مشک آبت را
تو نا امید شدی و شکسته شد کمرت

رکاب عمه سادات وقت امدنش
قرار نیست که این باشد آخرین سفرت


14 مهر 1397 44 0