در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سعید فلاحی)

دفتر شعر

دوست داشتن...

دوست داشتن 
زمان نمی شناسد
جاده ای است
که هر گاه قدم می گذارم
به تو می رسم.

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)


22 فروردین 1398 116 2

دل به دریا زده...

برای داشتنت
به دریا زدم
دلی را
که از آب واهمه داشت.!

سعید فلاحی(زانا کوردستانی)
#چامک


21 فروردین 1398 108 1

خال لبت...

این روزها
دست هایم... 
بد جور بوی حافظ می دهند!
از بس که تفال زده ام
و خال لب تو پیدا بود.

#چامک
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)


20 فروردین 1398 114 1

فصل ها

#فصل ها

در انتهای فصل ها 
رفتن است و آمدن 
مردن و زندگی 
مهم نیست گلی می شکفد یا می میرد 
کسی می آید یا می رود 
تو نباشی 
تمام فصل ها پائیزند.


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
شعر سپکو


20 فروردین 1398 43 1

چامک های ظهور

چامک ظهور

۱. بیا تا صبح هایم را
با تو به خیر کنم،
بگذار صبحِ حضورت را
فرجی شود.
 
۲. هزار و سیصد و نود و عمری است
که منتظرت نشسته ام
نمی آیی؟!
 
۳. جمعه گذشت
و تو از نیامدنت نگذشتی
تصدقت
صبح صادق حضورت را
طلوع کن.

۴ - به امام زمان(عج)
هزار و چهارصد و چندی
گذشت از آمدنت اما
فقط خیال تو با من بود
همیشه منتظرت هستم...
ولی همیشه نمی آیی
 


19 فروردین 1398 91 0

سرزمین مقدس ام...

  1. بانوی من
    سرزمین مقدس ام
    به شکوه و آرامش
    بیستون می مانی
    و ابروانت
    طاق بستان ساسانی است

    تندیس تنت
    گنج نامه من است
    که سر از هگمتانه در آورده است
    و قامت بلندت
    به درختان بلوط
    زاگرس می ماند
    و من،
    به غربت کوردستان می مانم
    مهجور و ناشناخته و پر از درد.
     

    سعید فلاحی



19 فروردین 1398 100 0