در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده صدیقه قادری)

دفتر شعر

آه

هرچند زنی تنها با یک دل پر آهم
یک بغض گلوگیر،یک درد جانکاهم
سرشار غمم هرشب،رنجی ابدی بامن
پاییز غم انگیزی،با یک شب بی ماهم
،، ،،،،،،،
چون کوچه ای بن بست تنها،خسته ،دلگیرم
درانتظار لحظه های خوب تقدیرم
این روزها هر لحظه اش،صد سال تنهایی است
کرده است این درد بزرگ از زندگی سیرم

صدیقه قادری


28 بهمن 1397 36 0

سیب سرخ

به سیبی سرخ آدم دلبری کرد
به نام عشق او پیغمبری کرد

حواباخنده ای برلب برایش
زمین را هم بهشت دیگری کرد

صدیقه قادری


22 بهمن 1397 40 0

غم

عکس ها راپاره کردن نامه دورانداختن
لشکری ازاشک بایدتا براین غم تاختن
دل سپردن عشق ورزیدن جفا دیدن زیار
درقماری نابرابر زندگی را باختن
یادگاری های برجامانده درهرگوشه ای
می شوم دلتنگ وبا این درد هرشب ساختن
سنگدل درمان نکردی درد ما راعاقبت
چاره جز این نیست جان رادرغمت بگداختن
مرگ شایدچاره باشداین حکایت را ولی
کاش می شدجور دیگرقصه راپرداختن
صدیقه قادری


22 بهمن 1397 43 0