در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده هادی ارغوان)

دفتر شعر

دربدیِ قافیه و بیت وبند..(طنز)

تابنمایی تومراچاره چند
پیش من آ منتقد ارجمند
 
البته همراه بیاور الک ...
یک عدد و یک دوسه تایی سرند
 
با محک ات متربزن برغزل
تابشود نقد توشیرین چو قند

اول از احوال غزل سان ببین
بعد بگو قافیه هایت بدند

***

ترس ندارم زتو ای نازنین
گرچه به این حرف نیَم پایبند
 
چندصباحی است که حالم بداست
حاصل کارم شده شعرچرند
 
باهمه ی سعی وتقلا نشد
دست غزل رابزنم دستبند
 
دست به دامان رباعی شدم
دودشد ازمصرع آخربلند
 
حال بگوچاره ی کارم کجاست
البته باحوصله، بی نیشخند
 
دردمن این است بدون ورود
دربدیِ قافیه وبیت وبند....
 
آنچه پسندم نتوانم سرود
آنچه سرایم نتوانم پسند


ارغوان



23 اردیبهشت 1393 395 3

بی کاری(دوبیتی طنز)

 

نه اربابی که باغ اش رابدزدیم

نه زیتونی که یاغ اش رابدزدیم

 

مترسک شد درخت باغ زیتون

بیاماهم کلاغ اش رابدزدیم

 



18 اردیبهشت 1393 653 0