در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مصطفی شاهمردی)

دفتر شعر

نذر ظهور

چشم به راهیم به دیدار یار

تا برسد جمعه ای از روزگار

نذر ظهور قدمش می کنیم

عمر و جوانی و هزاران بهار



15 آذر 1392 567 0

حاجت

در شهر فقط نام خیابان شده ای
آقا به همین حضور عادت داریم
عمریست که در خط ولی عصر هستیم
جز آمدنت هزار حاجت داریم


05 مرداد 1392 383 2

از روشنی ات چشم حسودان کور است

برای سالروز شهادت دانشمند هسته ای مصطفی احمدی روشن

 

از روشنی ات چشم حسودان کور است

چون آیینه ای شکستنت پر نور است

در بهت همه چو روز روشن رفتی

اقلیم تو از عالم دنیا دور است



18 دی 1391 789 3

ناتمام

امشب قصیده های دلم در کلام ماند
دستی به روی سینه برای سلام ماند
از بس که آبروی دلم ریخت در حرم
حتی زیارت حرمت ناتمام ماند


10 دی 1391 520 4

مهمان حرم

دیشب باران قم همه حرم را شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست.

 

در فضای حرم کمی بارید
روی انگشت آسمان
باران
کفتری پرید و پنهان شد
زیر طاق مسجد شیخان
زخمی و شکسته
بالش بود
از شروع این طوفان
از زمین دوباره بر می چید
تکه های شکسته ی سوهان
بال می زد حرم حرم شاید
برود روی گلدسته ها باید
نکند دور می شود راهش
وقتی از درب هشت می آید
من هنوز از کنار آن ایوان
منتظر نشسته ام که بمان
دست باران که آب می پاشید
پشت آن کبوتر مهمان



07 دی 1391 411 1

گمنام

به مناسبت تشیع پیکر سه شهید گمنام در شهر کریمه اهل بیت(س)


چندی ست که با چشم تماشا شدنی نیست
این جعبه ی دلگیر که بابا شدنی نیست
امروز کسی با غزلش فاتحه می خواند
گمنام شهیدی ست که پیدا شدنی نیست


29 آذر 1391 381 2

آهوی زخمی

کنار صحن و سرایت همیشه مهمانم
شبیه آهوی زخمی اسیر ایوانم
غریب و خسته رسیدم کنار باب جواد
چقدر بوی حرم می کند پریشانم


27 آذر 1391 393 1