در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده هادی محمدی)

دفتر شعر

مردن سرخ به از زندگی بی هدف است ...

عاقبت در پی بدنامی ام احضار شوم
گذرد از سرم آب و به گل دار شوم

صحنه ها می گذرد یک به یک و می نگرم
اف بر من که در اندیشه ی انکار شوم

مردن سرخ به از زندگی بی هدف است
ای خوش آندم که چو پیراهن گلدار شوم

خوش ندارم که شبیه دو سه تن مرد نما
آدم اما به عمل معنی کفتار شوم

نام او راحت جان است دم جان دادن
مطمئن تر شدم و رو سوی دلدار شدم

آسمان تنگ مشو وسعت روحم بپذیر
فرصتی شد که در آغوش تو طیار شوم


30 دی 1391 368 1

قمر هاشمیان

غصه دار غم تو حضرت ارباب شده                                          
در كـــنار بدنت منكـسر و آب شده

تو ستون حرم و ساقي لشگر بودي
حرم آل علي بي تو چه بي تاب شده

به خداوند قسم مـهـريـه فاطمه هم
بهر اطــفال حرم چـون در ناياب شده

كودكان را خبري نيست ز احوال عمو
چـارپـاره به خـدا آن غــزل ناب شده

شد خجل از همگان مير و علمدار ولي
عكس اصغر به يقين در دل او قاب شده

---

بهمن 1386



23 دی 1391 415 3

مرا ببر ...

ز دست نفس چموشم فرار خواهم کرد
به زیر سایه امنی قرار خواهم کرد

به فکر خود نیم ای دوست فکر یارانم
مرا ببر که نثارت بهار خواهم کرد

در این دیار بلا خیز خستگی ها ماند
که رفع آن به درون مزار خواهم کرد

من از شما گله دارم رفیق گرمابه!
ز شوق گاه پریدن هوار خواهم کرد

اگر نشد که بگوییم درد دل با هم
تهی درون به کنار نگار خواهم کرد



تیر 85


23 دی 1391 363 1