در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مریم سادات حسینی)

دفتر شعر

ای جنون ای سرنوشت واژه های کوچکم

ای غزال من که همزاد غزل های منی

گاه کابوس منی و گاه رؤیای منی

 

در غزل های سپید و حرف های تیره ام

بیت بیت و واژه واژه رنگ دنیای منی

 

دلخوشم گاهی به این که زنده ام در آینه

شادم از اینکه تو در تصویر تنهای منی

 

مانده ام در گیرودار این تب و لرز غریب

با نگاهی سرد تا گرم تماشای منی

 

ای جنون ای سرنوشت واژه های کوچکم

پای هر دیوانگی هایم تو امضای منی


 



05 مرداد 1393 339 3

باران تر از چشمت ...

 

 

هر صبح بیدار می شوم

با صدای گنجشک هایی 

که دهان به دهان 

نامت را تکرار می کنند ..

هر صبح دلم ریش می شود

و نگاهم شاخه ای 

بلندتر از ناقوس کلیساها

که هر قدر هم صدایت می کند

نمی شنوی ...

اعتراف می کنم 

دیوانگی هایم 

دامن گیر درخت ها شده 

دامن گیر جنگل ..

حتی همین تیر برقی 

که بوی کاج مرده می دهد ..

شاید پدرم 

از نسل سروی جذاب و غم انگیز است 

یا تیره ی مادرم

 به گیلاس های وحشی می رسد ..

 

بادی که در سرم است 

از لابه لای درختان انبوهی می وزد

و نیایش راهبه ای پیر

در گوش هایم پرسه می زند ..

 

این دیوانگی ها 

در امتداد تکرار نامی ست

که گنجشک ها  می خوانند

و  روز اتفاق کشداری می شود

لا به لای غم هایی 

که در قلبم می تابند ...

 



14 بهمن 1392 471 1

مردابـــــــ

اگر مرداب 

فقط مرداب است ..

چرا نیلوفرهای نجیب

در زباله های شهر نمی رویند !؟

 

 



23 اردیبهشت 1392 441 7

پلنگ صورتی



این قدر
اَدای چشم آهوها را در نیاور

من پلنگ صورتی ام...


13 اردیبهشت 1392 509 4

هوای تو ...

چون باد در دل آسمان 

ابر بر آستانه ی کوه

قاصدک در دامن صحرا..

آزادانه پایبند تو شدم

مثل کبوتری که از گنبد

دل نمی کند....

 



10 اردیبهشت 1392 900 3