در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده مهدیه عقیلی)

دفتر شعر

چند رباعی

زبیایی تو نهفته در این راز است :
این حس غرور تو شبیه ناز است
نفروش خودت را به بتان ِتنها
آغوش مترسکان همیشه باز است

....
امروز کمی حس تغزل دارم
در چیدن قافیه تزلزل دارم
این شاعر بیگانه کمی غمگین است
شرمنده اگر کمی تنزل دارم

...
عمریست اسیر شعر نابیم همه
از عشق سراییم و چه خامیم همه
این دفتر شعر از خودش بیزار است
عشق آمد و رفت و غرق خوابیم همه


11 اسفند 1391 845 8