در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سید علی رضوی)

دفتر شعر

لحظه ی تحویل امسال

من و آسمون آبی

من و این همه خیابون

دیگه وقتشه که کم کم

برسه به هم دلامون

دیگه طاقتم تمومه

خسته ام از این همه درد

به خدا خیری ندیدم

من از این دنیای نامرد

بازوهام رمق ندارن

آسمونم بی ستاره

دفتر خاطره هامو

ورقی زدم دوباره

یاد بچگیا کردم

هی دویدمو دویدم

تو کجا بودی که حتی

یه بارم تو رو ندیدم

فصل گرما فصل سرما

لحظه های گرم و سردم

واسه ی دیدن چشمات

شب و روز دعا می کردم

لحظه ی تحویل امسال

واسه من خیلی عزیزه

اگه من تو رو ببینم

قول میدم اشکام نریزه



30 اسفند 1391 786 2

«ضرر میکنم»

از دل بیمار ضرر می کنم
از دل غمخوار ضرر می کنم

حرف دلم را که بگویم به زور
از سخن یار ضرر می کنم

عکس رخت آینه ای روشن است
گر بشود تار ضرر می کنم

فکرم اگر در سر او نگذرد
از در و دیوار ضرر می کنم

حرف و حدیث من ولیلی ست وای
این همه آمار ضرر می کنم

دفتر من باز ورق می خورد
این همه خودکار ضرر می کنم

بخت سیاهم شده مثل کلاغ
گر بزند قار ضرر می کنم

بنده به هر چیز نظر می کنم
یومیه صد بار ضرر می کنم

قافیه ها جمع شدن تا بگند
آخر از این کار ضرر می کنم


18 اسفند 1391 600 1