در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمد جواد آل کثیر)

دفتر شعر

لطف کریم

ای امتداد غربت حیدر خوش آمدی
کوری چشم دشمن ابتر خوش آمدی

از مقدم تو فاطمه مادر خطاب شد
لفظ ابولحسن لقب بوتراب شد

تنها نه اهل خاک شده دل سپرده ات
که عرشیان عرش خدا کشته مرده ات

هرگز نشد که بوسه زنم بر حریم تو
اما نگاه من به دو دست کریم تو

صلح و صفا نشانه گرفته زباطنت
خشم و صلابت آمده پیدا به قاسمت

 من خویش را کنار تو پروانه می کنم
جز در حریم امن تو پر وا نمی کنم

من هستم آشنای همیشه به کوی تو
مستم کن آنچنان که بیایم به سوی تو


03 مرداد 1392 618 5