در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده هادی سیاوش کیا)

دفتر شعر

حیرانی

عشق حرف دیگری داشت،اما من و تو
درپی یک دیگریم و به خدا بی خبریم

در همه حادثه های شب و روز
غافل از این که سوی یک سفریم

سفر عشق  کجا ومن بیچاره  کجا!
که سرسالم از این حادثه ی بد نبریم

هر چه در راه، تو گفتی نیکو است
ما همه راضی از این بار قضا و قدریم

قلب من گفت که بنویس، نوشتم، آری
با اثر های شما در همه جا بی اثریم



05 فروردین 1392 730 2