در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده سید محمد رضا موسوی)

دفتر شعر

عشق بر باد

دیگر برایم فرصت پیدا شدن مرده ست
سرگشته و تنها دلم در غربت افسرده ست

شاید برایت سخت باشد باور این راز
گل بی هوای بوسه ی پروانه پژمرده ست

از ازدحام غصه های تلخ تکراری
غم روی قلبم مثل مرمرهای چین خورده ست

در انتهای کوچه ی تاریک تنهایی
نقش زمین شد عشق از بس خون دل خورده ست

یا باد عاشق می شود یا عشق بربادست
زیرا نسیمی شهری از عشاق را برده ست

از بی وفایی ها و بی مهری زمین پر شد
دل از غبار زنگی آیینه آزرده ست


22 اردیبهشت 1392 434 5